تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
دنياست چنان كه رسول فرمود : الدّنيا سجن المؤمن و جنّة الكافر ، و اين معنى در حقّ ايشان جايز نبود پس درست شد كه اين حديث موضوعست .

حديث هفتم : [ نوشته ساق عرش ]

گويند رسول گفت ديدم بر ساق عرش نوشته كه : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه و ابو بكر الصّدّيق و عمر الفاروق و عثمان ذو النّورين ، سبحان اللّه زهى جسارت بدين عظيمى كه دروغهاى بدين زشتى بر خدا و رسول بندند كه خدا نام خود و نام پاك معصوم خود كه از صغاير و كباير منزّه باشد بر ساق عرش نويسد و نام كسى را بر آن قرين گرداند كه چهل سال بت را سجده كرده و بنعمت‌هاى بارى تعالى كافر شده باشد و خدا مىگويد كه :
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ
، نام ايشان بر ساق عرش نويسد پس اگر يكى را سيصد سال عمر باشد و دويست سال بت پرستد و صد سال مسلمان شود و عبادت كند بايد كه نام او بر بالاى عرش نويسند از بهر آنكه اگر موجب اين منزلت كفرست او دويست سال مشرك بود و ايشان چهل سال و اگر موجبش ايمانست او صد سال مؤمن بود و ايشان بيست سال ، و هر كه روا دارد كه دروغ بر خدا و رسول بندد ازين زياده هم تواند گفت ، اعاذنا اللّه من الخذلان .

حديث هشتم : [ عذاب روز بدر ]

گويند رسول گفت كه اگر در روز بدر عذاب فرود آمدى رسول و اهل بيت و صحابه جمله هلاك شدندى الّا عمر ، و مشهور و معروفست كه عمر چند جا در چند مسئله خطا كرد و امير المؤمنين على او را باصلاح آورد و عمر بارها گفت لو لا علىّ لهلك عمر ، يعنى اگر على نبودى عمر هلاك شدى ، و العجب كه عمر را نزد خدا اين منزلت باشد كه رسول هلاك شود و او نجات يابد پس بايستى كه عمر را برسالت فرستادى ، امّا زنديقى كه اين معنى روا دارد از قرآن و ايمان با او سخن گفتن بىفايده باشد و ما آيهء قرآن و حديث از براى آن ياد مىكنيم تا ديگران را معلوم شود كه واضع اين حديث ايمان به خدا و رسول نداشته . در قرآن مىفرمايد :