تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
و آن چهار دانگ درم بستدى و بخانهء خود بردى تا عيالان او بخوردندى پس اگر ابو بكر را چندان مال بود كه چهل هزار دينار سرخ بخرج رسول كردى پدر را نگذاشتى كه طعام درين كاسه‌هاى عبد اللّه جدعان او به خانه بردى از بهر عيال فكيف كه عرب از اهل حميّت و انفه بودند و امير المؤمنين على اين معنى در مفاخرت خود در قصّهء دراز ياد كرده است تا آنجا كه گويد : پدّر من ابو طالب بن عبد المطلّب بن هاشم بن عبد مناف از سادات قريش بود و كرماء ايشان ، نه چنان كه مزدور عبد اللّه بن جدعان بود كه منادى بر طعام وى مىكردندى باجرت هر روز به چهار دانگ درمى و آنچه درين جفنها بماندى ، و بدين ابو قحافه را مىخواهد ، و شاعر گويد در حقّ ابن جدعان :
له داع بمكّة مشمعلّ * و آخر فوق دارته ينادى
الى ردح من الشّيزى ملاء * لباب البرّ يلبك بالشّهاد
و قومى گويند ابو بكر مطبخى بود و ابو قحافه منادى كن چنان كه ياد كرديم چون حال ابو بكر چنين باشد مال از كجا آورد كه چهل هزار دينار خراجى بر رسول صرف كند اين معنى هيچ عاقل قبول كند پس باطل شد كه ابو بكر در مكّه چيزى صرف كرد ، اگر گويند در مدينه بود كه آنجا صرف كرد اصحاب سير و تواريخ و احاديث دانند ابو بكر بمدينه رسيد و جملهء صحابه محتاج معاونت انصار بودند بمال و مسكن و چون رسول را فتوح و غنايم حاصل شد رسول از مالها غنايم بديشان مىداد و اگر چه رسول داشت بمردم مىداد و فقر او اختيارى بود نه اضطرارى ، ايشان همه وقت روايت كنند از شيوخ خود كه رسول در احيان طلب طعام كردى ابو بكر و عمر و ديگر مهاجرين گفتندى كه سه روزست كه طعام به شكم ما نرسيده است ، هر آنكس كه سه روز طعام نيابد چگونه چهل هزار دينار خراجى بر كسى تواند صرف كردن ، امّا وقاحت اين قوم بيش از آنست كه ترك خرافات و محالات چنين كنند ، و نيز اتّفاقست متقدّمان را و اصحاب حديث را كه چون آيت :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً
فرود آمد جملهء مهاجر و