تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
انصار نشسته بودند و هيچ كس با رسول سخن نگفت تا امير المؤمنين على يك دينار بداد و دوازده درهم بستد و هر بار كه با رسول سخن گفت درمى به صدقه داد و سخن گفت تا آيت ،
أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ
نازل شد و آيهء اوّل را منسوخ كرد و آيهء اوّل آيه‌ايست كه از امّت جز امير المؤمنين على بدان كار نكرد و از امير المؤمنين على روايت كردند مخالف و مؤالف كه گفت بخداى كه هيچ كس پيش از من بدين آيت كار نكرد . بدان كه ابو بكر در حال آنجا حاضر بود اگر بر درمى قادر بود و با رسول سخن نگفت تا درمى به صدقه نبايد دادن ، هر كه را بخل بدين غايت باشد كه با رسول سخن نگويد تا درمى وى را به صدقه نبايد دادن چگونه هزار دينار خراجى خرج رسول كند و اگر سخن از بهر آن با رسول نگفت كه بر درمى قادر نبود هر كه بر درمى قادر نبود چهل هزار دينار خراجى چگونه صرف تواند كرد .

حديث ششم : [ ابو بكر و عمر سيّدان كهول اهل بهشتند ]

گويند رسول گفت كه ابو بكر و عمر سيّدان كهول اهل بهشتند ، و هم ايشان روايت كنند كه رسول گفت كه اهل بهشت در بهشت روند امرد و موى بريشان نباشد و چون در بهشت امرد باشند و مكهّل نباشند ايشان سيّدان كه باشند و نيز اگر اين دروغ خود راست باشد لازم شود كه ابو بكر و عمر سيّدان كهلان باشند نه آن جوانان و پيران و امردان زيرا كه اگر امام جملهء خلائق بودندى سيّدان جمله بودندى ، اگر گويند امامان كهول بودند فساد مذهب خود ظاهر كرده باشند زيرا كه اقرار بود بدانكه ايشان نه امامان بودند ، و اگر گويند امام جمله خلائق بودند گوئيم سيّد در كلام عرب رئيس بود و در رياست هيچ به از امامت نيست و اگر ايشان امامان كهول و غير كهول بودندى رئيسان جمله بودندى و چون رئيسان جمله باشند نه تنها سيّدان كهول بهشت باشند و نيز چون ايشان سيّد جمله خلائق باشند و رسول گويد سيّدان كهول اهل جنّتند در حقّ ايشان نقصان كرده باشد و جايز نبود كه رسول نقصان كسى كند در چيزى كه اشرف منازل ايشان باشد و نيز لازم شود كه در حقّ امامان خود و صحابهء كبار ناسزا گفته باشند زيرا كه بهشتى كه در آن كهول باشد
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 234 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )