تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
داده است و ايمان در وى آفريده است و قدرت كفر نداده است و نمىخواهد و دشمن مىدارد و هر چه ابليس كرد و خواهد كرد تا قيامت جمله خداى درو آفريند و برو نوشته است و ازو آن مىخواهد و غير آن نمىخواهد و او را جز از فساد قدرت نداده است و هر فساد كه از مفسدان در عالم رود دوست دارد نعوذ باللّه من الخذلان ، و گويند تكليف ما لا يطاق زشت بود و خداى تعالى زشتى نكند بخلاف مجبّره كه نزد ايشان تكليف عاجز روا بود مثل آنكه يكى را فرمايد كه بر آسمان رود و اگر چه بال و پر ندارد و كور را گويد نقطه بر مصحف نشان و كورى را دست و پاى بسته در دريا اندازد و گويد اگر بگذرى كه جامهء تو تر شود ترا ابدا عقوبت كنم ، و گويند عقوبت بر خداى جايز نبود بخلاف عطوى از شاگردان اشعرى كه او گويد دروغ بر خداى جايز بود و اگر بگويد زشت نباشد ، و گويند اگر چيزى نيافريدى يا چون بيافريد جمله جماد بودى نه حيوان يا چون حيوان بيافريد عاقل و ناطق در ميان خلق نبودى يا چون عاقل و ناطق بيافريد ايشان را تكليف نكردى نه حكيم بودى بخلاف قول مجبّره كه گويند اگر عالم نيافريدى يا جماد آفريدى نه حيوان يا حيوان آفريدى نه ناطق و عاقل و تكليف نكردى حكيم بودى و اين عبث بودى و عبث بر حكيم روا نباشد ، و گويند اگر يكى گناهان بسيار مىكند و از بعضى قبايح توبه كند و از بعضى نكند از آنچه توبه كرده باشد توبه درست بود چون غرضش آن بود كه هرگز مثل آن نكند بخلاف ابو هاشم كه وى گويد اگر از هزار نوع فساد توبه كند و از نوعى نكند توبه قبول نباشد ، و گويند اگر كسى عمل نيك و بد مىكند بنيك مستوجب ثواب و بهشت بود و بدان بد اگر عفو نكند مستحقّ عقاب بود و هيچ عمل آن ديگر را باطل نكند بخلاف معتزله و جملهء اصحاب وعيد كه ايشان گويند نيكى بدى را باطل كند و بدى نيكى را ، و گويند اگر كسى بعدد قطرات باران و ريگ بيابان و برگ درختان گناه دارد و بىتوبه بميرد چون مؤمن بود يا خداى او را عفو كند و اگر نكند و بدوزخ شود و به قدر گناه عقوبت يابد عاقبت بايمان و عمل صالح و نيك ببهشت شود و هميشه در دوزخ بنماند بخلاف قول اهل و عيد كه ايشان گويند