تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
گويند معرفت خداى واجب بود خلاف قومى كه دعوى اسلام كنند و گويند معرفت خداى اصلا واجب نيست مثل ابن راوندى و ثمامة بن اشرس و احمد بن على الشّطوى كه گويند نظر و معرفت هيچيك واجب نيست ، و گويند خداى را بر كافر نعمت هست و اين نعمت موجب شكر بود بر خلاف مجبّره كه ايشان گويند خداى را بر كافر هيچ نعمت نه در دنيا و نه در آخرت و شكر منعم واجب نيست ، و گويند صانع عالم يكيست قديم و نشايد كه با وى قديمى ديگر بود خلاف صابئه كه نزد ايشان هفت كوكب سيّاره مدبّرند و خلاف مجوس و ثنويان و نصارى كه مجوس گويند صانع دوند يزدان و اهرمن و نزد ثنويان نور و ظلمت و نزد نصارى و احمد حابط از معتزله عالم را دو مدبّرند خدا و عيسى ، و گويند قديم يكى بود و نشايد كه دو بود خلاف مجبّره كه نزد ايشان ده قديم بود يكى ذات بارى تعالى و نه صفاتش ، و گويند خالقى و رازقى صفت فعلست نه صفت ذات خلاف ابو حنيفه و كرّاميّه كه ايشان گويند صفت ذاتست و خداى در ازل خالق و رازق بود ، و گويند خداى تعالى از حلول و اتّحاد منزّه است خلاف صوفيان و بو مسلميّه و نصارى كه ايشان دعوى حلول و اتّحاد كنند ، و گويند روح خلق للبقاء بخلاف مجبّره كه نزد ايشان روح فانى شود و در قيامت اعادت كند و گويند روح نقل از جسمى بجسمى نكند خلاف اهل تناسخ كه نزد ايشان روح نقل مىكند از بدنى ببدنى ، و گويند روح جوهرى لطيفست خلاف مجبّره كه نزد ايشان جسمست ، و گويند روح مخلوقست خلاف فلاسفه كه نزد ايشان قديمست و خلاف احمد حنبل كه نزد وى هر كه گويد روح مخلوقست مبتدع بود و هر كه گويد قديمست كافر باشد ، و گويند خداى تعالى عالم را از نيست هست كرده نه از اصلى و مادّه‌اى خلاف آن قوم كه گويند خداى تعالى جمله اشيا را از زمين بيافريد و زمين قديمست و خلاف قومى كه گويند اجسام را از هوا آفريد و هوا قديمست و قومى گويند از آب آفريد و آب قديمست ، و گويند خداى نه جسمست خلاف آن قوم كه گويند كه جسميست كه او را شعاع هست از هر جانبى ، و گويند عرض موجودست خلاف دهريان و سمنيان و ابو القاسم كوفى و اصمّ كه نزد ايشان عرض خود نيست و
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 202 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )