تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آنچه ايشان حرام كردند و حلال آنچه ايشان حلال كردند ، شريف شرف ازيشان يافت ، مطيع بطاعتشان مستحقّ ثواب و دشمنانشان مستحقّ لعنت و عذاب ، حوض بقيامت به حكم ايشان ، شفيع عاصيان جدّشان ، حيدر كرّار پدرشان ، فاطمه بتول مادرشان ، حمزه عمّ پدرشان ، جعفر طيّار عمّشان ، ابراهيم و عبد اللّه و طاهر خالشان ، خديجه جدّه‌شان ، ساكنان حرم ، خاندان وحى ، مهبط جبرئيل ، شجرهء نبوّت ، هر كه برسول و بديشان ايمان آورد خون و مال او در عصمت آمد و هر كه برسول و اهل بيتش كافر شد مال و خون او مباح گشت ، فرزندان وى بندگان اتباع رسول باشند ، هيچ فضيلت و مكرمت از بهر خلق بنگذاشتند ، هر كه را فضيلتى بود ببركت ايشان باشد ، وليد بن هشام زين العابدين را گفت چه فضيلتست شما را بر ديگران ، زين العابدين گفت جمله خلايق سه قسمند : قسم اوّل كافر شدند بجدّ ما ، خون و مال ايشان مباح گشت ايشان را بكشتيم و ابدا در دوزخ باشند ، قسم دوّم كافر شدند و طلب ايمان كردند جزيه ازيشان بستديم و ايشان ذليل و خوارند ، قسم سوّم ايمان آوردند و ملتزم احكام شريعت شدند ايشان موالى مااند و طاعت ما بريشان واجب بود ، هيچ نگذاشتيم از بهر ديگران ، و ابو الدّوانيق صادق را گفت بچه شما از ديگران بهتريد ، گفت بدانكه ما نخواهيم كه از شما باشيم و هر كه خواهد كه نه از ما باشد كافر بود ، پس اگر كسى از امّت پندارد كه او بهتر ازيشانست يا مثل ايشان ضالّ و گمراه باشد و همچنين اگر ديگرى را با ايشان برابر كند از امّت او مانند كسى بود كه مشك با پشك و صدف با لؤلؤ و كهربا با ياقوت برابر كند جهل آن كس بر عقلا مخفى نباشد . بدان كه از عجم پرسيدم كه عرب امامت را شايند گفتند كه بلى و عرب گويند عجم امامت را نشايند و عرب مقرّند كه قريش امامت را شايند و قريش مقرّند بامامت بنى هاشم و بنى هاشم امامت غير هاشمى را منكرند و بنى هاشم مقرّند كه علويان امامت را شايند و علويان امامت غير بنى على را منكر باشند و بنى على مقرّند كه بنى فاطمه امامت را شايند و بنى فاطمه امامت غير بنى فاطمه را منكر باشند و روا ندارند و بنى الحسن مقرّ باشند بامامت بنى الحسين و بنى الحسين امامت بنى الحسن را منكرند