تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
از نور عمودش از زبرجد و هزار سال پيش از آنكه آسمان و زمين آفريند آن را بيافريد بر رداى آن لوا نوشته لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه آل محمّد خير البريّه ، يعنى آل محمّد بهترين بريّتند و خداوند آن لوا امام قوم باشد ، امير المؤمنين گفت حمد خداى را كه ما را به تو راه نمود و گرامى كرد و شرف داد ، رسول گفت نميدانى كه هر كه ما را دوست دارد با ما در بهشت بود آنگه اين آيت برخواند :
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ،
اين حديث هم دليلست بر آنكه آل محمّد بهترين خلقند پس لازم بود كه حقّ با ايشان بود و چون حقّ با ايشان بود لازم شود كه آنكه بيرون ايشان بود نه بر حقّ باشد و مخالف ايشان گمراه بود .

حديث چهارم :

از رسول روايتست كه گفت : مثل اهل بيتي كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلّف عنها غرق ، مىفرمايد كه مثل اهل بيت من همچون سفينهء نوحست هر كه در آنجا نشست نجات يافت و هر كه باز پس افتاد هلاك شد ، اين هم دليل قاطعست بر آنكه حقّ با اهل بيت و شيعهء ايشانست و اگر نه با ايشان بودى نگفتى هر كه دست دريشان زند و امامان را حقّ داند او از رستگاران باشد ، پس بدين دليلهاى قاطع درست شد كه اهل حقّ از جملهء فرقه‌ها اماميان اثنى عشرىاند ، امّا آنچه گفتيم كه اجماع دليل كند بر آنكه اهل حقّ اهل بيت رسولند بدان كه خلاف نيست كه عرب از عجم بهترند و هاشمى از قرشى و اموى فاضلتر و طالبى از هاشمى بهتر و فاطمى از طالبى خوبتر و فضيلت عرب بر عجم از بهر رسول بود لازم شود كه هر كه برسول نزديكتر بود بهتر بود از آنكه از رسول دور تر بود اگر چه رسول را صحابهء بسيارست و هر يك به چيزى مخصوصند امّا هيچكس پدر و مادر وى بشير و نذير و سراج و منير نبود و اگر كسى را در دنيا صدّيق خوانند از بهر آنكه بديشان ايمان آورد و اگر كسى را فاروق خوانند كه تفريق كرد ميان ايشان و اعداى ايشان بسبب آن فاروق شد و مهاجرين ازين جهت مهاجر شدند كه با ايشان هجرت كردند و انصار آنكه ايشان را نصرت داد و صحابى بصحبت ايشان اين منزلت يافت و حرام