تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
حكم مختلف بكند ، و اگر احكام مختلف هر يك در زمانى بود لازم بود كه حكم آخرين ناسخ حكم اوّلين باشد درين مسئله دليل برآنست كه جملهء عقلا دانند كه اگر ابو حنيفه و مالك و شافعى بنزد نبى عليه السّلام حاضر شدندى و از رسول پرسيدندى كه سگ پاك است يا پليد رسول گفتى كه پاك است يا پليد بيش ازين حكم نكردى و ما را و جملهء عقلا را اين معنى بضرورت معلومست و معهذا ابو حنيفه مىگويد قبل و دبر سك پليدست و باقى پاك و چون مرد پوستش بدباغت پاك شود و شافعى مىگويد سك جمله پليدست و جلدش بدباغت پاك نشود و مالك مىگويد سك پاك است و گوشتش مباحست الّا گوشت سك گزنده . و هر كه گويد كه رسول در يك زمان در يك مسئله اين سه حكم متضّاد بكرد او رسول را نشناخته باشد و امثال اين مسائل بسيارست بلكه از ابو حنيفه در يك حكم روايات بسيار بود جز از وجوه اصحابش و شافعى را اقوال باشد در يك مسئله از دو قول و سه تا هشت قول دون وجوه اصحابش ، و اين وجوه از رسول در حادثهء در يك زمان محال بود . و خلاف نيست كه اوّل كسى كه در شرع قياس كرد ابو حنيفه بود ، پيش از وى ديگران نقل نكردند ازين جهت محمّد بن الحسن گفت : النّاس عيال ابي حنيفة في الفقه ، يعنى مردمان در فقه عيال ابو حنيفه‌اند دليل بر آنكه پيش از ابو حنيفه نبود از براى آنكه ابن ابى ليلى قاضى كوفه بود ابو حنيفه را هجو كرد تا وى زنده بود ابو حنيفه فتوى نتوانستى داد و اگر پيش از ابو حنيفه در شرع قياس كرده بودندى ابن ابى ليلى اين هجو نتوانستى كردن ، و روايت كرده‌اند كه چون ابو حنيفه شروع در قياس كرد و از قياس فتوى مىداد در كوفه شاعرى بود نام وى مساور الورّاق اين ابيات بگفت :
كنّا على الدّين قبل اليوم في سعة * حتّى بلينا باصحاب المقاييس
قاموا من السّوق اذ قلّت مكاسبهم * و استعملوا الرّأى بين الفخر و البوس
قوم اذا اجتمعوا صاحوا كانّهم * ثعالب صبّحت بين النّواويس