تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
خوانند يعنى نه روشن بود ، بعد از رسول امام او بود و خلق كافر شدند كه ديگرى را نصب كردند و قومى از جاروديّه گويند رسول چنان كه بر امير المؤمنين نصّ كرد بر حسن و حسين نيز نصّ كرد و امامت هر سه بنصّ رسول بود ، و بعضى گويند امامت حسن و حسين بنصّ امير المؤمنين بود نه بنصّ رسول و فضيل دسّان و ابو خالد واسطى گويند هر كه بر على تقدّم كرد كافر شد و هر كه از فرزندان حسن و حسين باشد علم او چون علم رسول بود پيش از آنكه بياموزد و اگر چه در خرقه پيچيده باشد ، و قومى ازيشان گويند علم مشتركست ميان ايشان و ميان عوام و شايد كه در عوام قومى باشند كه علم ايشان بيشتر از آن اولاد حسن و حسين باشد ، و گويند امام بعد از رسول على بود ديگر حسن و حسين و بعد ازين سه هر كه از بنى فاطمه باشد و عالم و شجاع بود و خروج كند امام بود ، و قومى گويند مهدى ، محمّد بن القسم بن علىّ بن عمر بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب خواهد بود خداوند طالقان معتصم او را حبس كرد و كس ندانست كه حال وى بچه رسيد ، ايشان را گوئيم اگر شكّ در موت او موجب آنست كه او منتظر باشد شكّ در حياتش موجب آن بود كه او نه امامست ، و قومى گويند مهدى ، يحيى بن عمر بن يحيى بن الحسين بن زيد بن على صاحب كوفه باشد و اتّفاق جمله امّتست از اصحاب تواريخ و سير كه حسين بن اسماعيل او را بكشت و سرش بمستعين فرستاد و ايشان خود روايت كنند كه يكى از اولاد رسول در پيش حسين بن اسماعيل رفت و اين دو بيت بر وى خواند در محفل :
قتلت اعزّ من ركب المطايا * و جئتك استلينك في الكلام
و عزّ عليّ من القاك الّا * و فيما بيننا حدّ الحسام

[ فرقت دوّم : جريريّه ]

فرقت دوّم : جريريّه‌اند و ايشان را سليمانيّه نيز خوانند ، اين قوم گويند امامت شورى بود و به دو كس از خيار مسلمانان منعقد شود و امامت مفضول درست بود و ابو بكر و عمر بامارت مخطى بودند نه خطائى كه موجب كفر بود ، و گويند عثمان كافر شد ببدعتهاى چند كه وى بنهاد و جاروديّه را كافر دانند از براى آنكه شيخان را
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 186 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )