تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
صانع را شناسد و توحيد و عدل داند پس شما هرگز نه خداى را بتوانيد شناختن و نه امام را .

فرقت دوّم : ناصريّه ،

رئيس ايشان ناصر خسرو بود و اين ملعون شاعر بود و خلقى بسيار گمراه كرد .

فرقت سيّم : قرامطه

اصحاب احمد بن قرمط و اين ملعون ازدهى بود و يكى از دعاة ملاحده بوى رسيد و او را از دين برآورد . چون آن داعى برفت اين قرمط دعوى كرد كه من داعى ايشانم و خلقى بسيار كافر شدند بدعوت او و خروج كردند و قافلهء حاج را بكشتند و مالها بر گرفتند و قصد مكّه كردند كه كعبه را خراب كنند . خداى ايشان را هلاك كرد .

فرقت چهارم : بابكيّه اصحاب بابك ،

و اين ملعون از آذربايجان بود قومى بسيار برو جمع شدند و فساد عظيم در دين پيدا كردند و خلقى بيشمار بر وى جمع آمدند و خروج كردند در زمان معتصم و بعد از چند مصاف او را بگرفتند و هلاك كردند .

فرقت پنجم : مقنّعيّه اصحاب المقنّع « 1 » ،

بدانكه اين مقنّع از اتباع ابو مسلم بود چنان كه در فرق بو مسلميّه ياد كرديم و چون دعوت ملاحده ظاهر شد در زمان مأمون اصحاب مقنّع با ايشان يار شدند و اين ساعت از جملهء ملاحده‌اند نه از بو مسلميّه و مقنّع از رزّاميه بود چنان كه ياد كرديم ، دعوى نبوّت كرد بعد از آن دعوى الهيّت كرد و بكش ماوراء النهر اتباع وى بسيار شدند و او دعوت آنجا ظاهر كرد ، چون دعوى خدائى كرد از خلق در حجاب شد و خود را به كسى ننمود و روى ببت زرّين بكرد و گفت كس مرا نتواند ديدن ، چون خلق الحاح بسيار بكردند تا خود را بديشان نمايد و آن قوم را اعتقاد آن بود كه چون او خود را بريشان نمايد نتوانند كه او را بينند مگر بنور وى سوخته نشوند آنگه آن ملعون در مقابل ايشان كه در اندرون خواستند رفتن آئينه چند محرقه بساخت چنان كه عكس شعاع آفتاب بدان افتد ، چون دستورى
هامش
( 1 ) در نسخه همه جا : ابن المقفع دارد .
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 184 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )