بميراثست و بعد از رسول از آن عبّاس كه عمّ ويست و هر كه بعد از رسول امامت كرد او گمراه و ضالّ بود و گفت بعد از عبّاس امام عبد اللّه بن عبّاس بود پس علىّ بن عبد اللّه پس محمّد بن على پس ابراهيم بن محمّد بن على ديگر از آن سفّاح برادر ابراهيم و انكار امامت محمّد بن الحنفيّه كرد ، و اين حكايت درازست و اين قوم را از بهر آن هريريّه خوانند كه رئيس و مقدّم ايشان ابو هريره دمشقى بود ، گويند اصل اين قوم كه گويند امامت بميراثست او بنهاد و اين قوم را شيعهء عبّاسيّه خوانند و كسانى كه فرق ميان شيعهء على و شيعهء عبّاسيّه ندانند ايشان را بر شيعهء على بندند ، و قومى ازيشان گفتند منصور الهست و ابو مسلم رسول منصور ، ايشان را جمع كرد و گفت توبه كنيد ازين مقالت باز گشتند و بيشتر بر آن بايستادند منصور ايشان را بكشت و بر درخت كرد و اين قوم را راونديّه خوانند اصحاب راوندى باشند ، پس درست شد كه اين فرقت نه از شيعهء امير المؤمنين عليند و ايشان باهل سنّت و جماعت نزديكتر باشند كه به شيعه زيرا كه ايشان و سنّيان متّفقند كه از زمان منصور تا آخر دنيا امامت از آن بنى العبّاسست و نزد ما اين قول باطلست و اصل ندارد .
بدان كه از جملهء فرق كه ايشان دعوى شيعتگرى كنند در زمان ما چهار فرقت بيش نباشند :
اول : نصيريان و بيان كفر ايشان كرديم .
دوم . اسماعيليان .
سيم . زيديان .
چهارم . اماميان . جز اينها يك آدمى نيابى كه به اعتقاد آن قوم بود كه از پيش ياد كرديم و جمله هلاك شدند .
بدان كه اين قوم را در هر موضعى بلقبى خوانند در بلاد اصفهان و نواحى آن خرّميّه و در قزوين و رى مزدكى و سنبادى ، و در ماهين محمره و در آذربايجان
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص١٨٠