تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
از عبّاسيان گويند كه ابو هاشم بن عبد اللّه بن محمّد بن الحنفيّه وصيّت كرد بمحمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس در آن وقت كه از دنيا رحيل مىكرد به زمين سراة از بلاد شام و محمّد بن على نزد او بود و پسر ابو هاشم كوچك بود از بهر آن وصيّت بپسر عبد اللّه بن عبّاس كرد او را گفت چون محمّد بن ابى هاشم بزرگ شود ردّ بارى كنند و اصحاب عبد اللّه بن معويه و اصحاب محمّد بن عبد اللّه خصومت كردند و اصحاب عبد اللّه دعوى كردند كه ابو هاشم وصيّت بعبد اللّه بن معويه كرد و اين حكومت بپيش شخصى بردند از رؤساى ايشان كه نام وى رياح بود و جماعتى پيش وى گواهى دادند كه ابو هاشم وصيّت بمحمّد بن على كرد و امام اوست قومى ازيشان باز گشتند و گفتند امام محمّد بن عليست و بيشتر گفتند امام عبد اللّه بن معويه است بعد از آن عبّاسيان بسه فرقت شدند قومى اينكه ياد كرديم ، فرقت دوّم ازيشان را رزّاميّه خوانند و ايشان گويند محمّد بن على وصيّت كرد بپسر خود ابراهيم و چون ابو مسلم خروج كرد با ابو مسلم بود و ابو مسلم خلق را به دو مىخواند و در سرّ دعوى آن كنند كه ابو مسلم صاحب دلايل و معجزات بود و اين قوم را خرّميّه نيز خوانند و ايشان پراكنده باشند در بلاد اسلاف خويش و نام رئيس ايشان رزّام بود ازين جهت ايشان را رزّاميّه خوانند و المقنّع « 1 » ازين قوم بود دعوى كرد كه روح ابو مسلم نقل بوى كرده است و او الهست و دعوى او بكش شهر ماوراء النّهر بوده است . و قومى ازيشان گويند ابو مسلم زنده است و گويند هيچ چيز از تكاليف از نماز و روزه و زكات و حج واجب نيست و ايمان و دين اين دو چيز است : اوّل معرفت امام دوّم امامت نگهداشتن ؛ فرقت سوّم گويند امامت در بنى العبّاسست از جهت محمّد حنفيّه و بعد از علي عليه السّلام امام محمّد حنفيّه بود و هريريّه و راونديّه ازيشان گويند امامت پس از رسول از آن عبّاس بود و ايشان را كه گفتند كه از آن على عليه السّلام بود كافر گويند و ابو مسلم را معظم و بزرگ دانند و ابو منصور سفّاح ايشان را الزام كرد كه بگويند كه امامت
هامش
( 1 ) در نسخه‌ها ، ابن المقفّع