شد كه معنى استحقاق نبوّت اينست كه گفتيم .
[ فرقت شانزدهم : كيسانيّه ]
فرقت شانزدهم : كيسانيّهاند . بدان كه كيسانيّه گويند كه امام بعد از رسول امير المؤمنين على بود و بعد ازو حسن و بعد از حسن حسين و بعد از حسين محمّد حنفيّه . و قومى ازيشان گويند كه بعد از رسول امام امير المؤمنين على بود و بعد ازو محمّد حنفيّه و حسن و حسين را امام ندانند و مسيّب و مختار و سيّد حميرى كيسانى بودند . امّا سيّد بعد از آن توبه كرد و نزديك صادق شد و دين و مذهب از وى فرا گرفت . و قومى گويند ابو مسلم هم كيسانى بود و اين درست نيست . و اين كيسانيّه گويند مهدى محمّد حنفيّه خواهد بود و او زنده است و در كوه رضوي است از كوههاى يمن و چون دجّال بيايد او خروج كند و دجّال را بكشد و جهان را پر از عدل كند . و ايشان را مقالات بسيارست و در ذكر آن فايده نيست . و قومى ازيشان گويند محمّد حنفيّه الهست و مستحقّ عبادت بود و جمله فرق كيسانيّه نزد اماميّه كافرند .
[ فرقت هفدهم : ابو مسلميّه ]
فرقت هفدهم : ابو مسلميّهاند . و اين فرقت را بر شيعه بندند از بهر آنكه وى خروج كرد و خلق بسيار را از اعداء اللّه و اعداء آل محمّد از بنى اميّه و غيرهم بكشت .
بدان كه اين خطاست و ابو مسلميان از فرق شيعه نيستند و نه از فرق سنّيان زيرا كه اعتقاد ابو مسلم آن بود كه امامت بميراثست نه بنصّ چنان كه شيعيان گويند و نه به اختيار چنان كه سنّيان گويند و گويند بعد از رسول امامت از آن عبّاس بود ابو بكر و عثمان بر وى ظلم كردند و او خروج بهر آن كرد كه بنو اميّه را بر اندازد و امارت با بنى عبّاس دهد چنان كه كرد و اگر او را اعتقاد آن بودى كه امامت از آن امير المؤمنين على بود بعد از هلاك بنى اميّه بصادق عليه السّلام دادى و تفويض امامت و ولايت بوى كردى نه بسفّاح از بنى عبّاس و راوندى « 1 » در اين مذهب تابع ابو مسلم بود و قومى
هامش
( 1 ) در نسخهها ، ابن راوندى