آن بود كه حجّة اللّه على الخلايقش خوانند و آنچه ياد كرديم هيچ بريشان عيب نيست و جهل ابو العتاهيهء جبرى بر اهل امامت عيب بود عقلا پسنديده نباشد و هر آنكه كتب سير و تواريخ مطالعه كرده باشد داند اوّل كسى كه جبر آشكارا كرد در اسلام معوية بن ابى سفيان بود و اساس جبر او نهاد و ازينجاست كه امير المؤمنين على مىفرمايد : التّوحيد و العدل نبويّان و الجبر و التّشبيه امويّان .
بدان كه خصم دعوى كند كه سدير صيرفيّ و مفضّل جعفى و زرارة بن اعين و مؤمن الطّاق كه او را شيطان الطّاق خوانند اهل تناسخ بودند ، و هشام بن سالم و هشام بن الحكم و ابو بصير و بيان گفتند كه ايلام اطفال بىاستحقاق باشد و شايد كه ايشان را الم و رنج رسانند و مستحقّ عوض نباشند ، گوئيم اين دروغ و باطلست مثل اوّل و اين اعتقاد بيان و مغيرة و ابو الخطّاب است و ما بيان كرديم كه ايشان كافر بودند و صادق عليه السّلام ايشان را لعنت كرد و اين معنى كه شما دعوى كرديد در هيچ كتاب از تصنيف اين علما و اماميان كه شما اين دروغ بريشان مىبنديد نيابيد .
فرقت پانزدهم : مفوّضه ،
اين قوم دعوى كردند كه خداى تعالى امور عالم را تفويض با محمّد و امامان كرد ايشان آمر و ناهى و حاكمند در جملهء امور شريعت و قومى ديگر ازيشان گفتند كه تفويض خلق و احيا و اماتت بديشان كرد و رسول و امامان مستحقّ عبادتند و ايشان را نامها نهند باسماى خداى تعالى ، و معتزله و جمله نواصب اين حكايت بر علماى اماميان بندند كه نامشان از پيش ياد كرديم . از سدير صيرفى و نظراى وى از مفضّل و غيره ، گوئيم هر كه دعوى در چيزى كند و بر آن حجّت و بيان ندارد و اثبات نتواند كرد بكتابى از مصنّفات اين قوم و كتب ايشان در اقطار عالم ظاهر و مخالف و موافق مىبينند و مطالعه مىكنند اين شخص جاهل بود و با وى سخن گفتن حرام بود در آنچه باصول شرع تعلّق دارد ، اگر گويند اين اماميان اين معنى از بهر آن در كتب نياوردند كه محلّ تشنيع بود و دفع تشنيع را