ابو الخطّاب فاضلتر و بهتر بود چگونه صادق خدا بود ، بر اصل مذهب شما محال بود كه ابو الخطّاب ازو بهتر و فاضلتر بود يا مثل وى بود . و گويند خداى تعالى گفت در قرآن :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
بدان عايشه را مىخواهد . و گويند :
إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ
بدان ابو بكر و عمر و عثمان را مىخواهد و گويند بجبت و طاغوت عمرو عاص و معويه را مىخواهد . و اين فرقه و آنچه از پيش ياد كرديم نزد ما كافرند و صادق ابو الخطّاب و اصحابش را لعنت كرد .
[ فرقت هفتم : غرابيّه ]
فرقت هفتم : كه ايشان را غرابيّه خوانند گويند جبرئيل را بعلى فرستادند جبرئيل بغلط بمحمّد رفت از آن كه على بمحمّد مانند بود چنان كه كلاغ سياه بكلاغ سياه ماند پس اندرين مبالغه نمودند گفتند : كانّ محمّدا اشبه بعليّ من الغراب بالغراب يعنى محمّد بعلى ماننده ترست از غراب بغراب . و مذهب اين قوم آنست كه لعنت كنند صاحب الدّنس يعنى جبرئيل را و جبرئيل را بدان لعنت كنند كه وى رسالت از على بگردانيد و بمحمّد برد . صادق ابو الخطّاب را لعنت كرده است و از پيش خود برانده و هر كه را امام لعنت كند او كافر باشد و غرابيّه فرقتىاند از خطابيّه .
[ فرقت هشتم : شريعيّه ]
فرقت هشتم : شريعيّهاند . و ايشان گويند خداى تعالى بر نبى و على و فاطمه و حسن و حسين فرود آمد و ايشان آلهاند . و نميري گويد خداى تعالى در وى فرود آمد يعنى بعلى و او آله است و اين كفر و ضلالت باشد .
[ فرقت نهم : هشاميّه ]
فرقت نهم : از شيعه هشاميّهاند . ابو الهذيل گويد يكى از هشاميّه را پرسيدم كه خداى بزرگترست يا كوه گفت كوه . و ابن راوندى گويد كه هشام گفت كه ميان خدا و ميان اجسام مشابهتيست و اوليتر بمشابهت آنست كه دليل مىكند بر وجود صانع . و جاحظ گويد هشام گفت خداى تعالى هر چه تحت ثرى است مىداند بشعاعى كه ازو منفصل شود و در زير زمين بگذرد و اگر نه آن شعاع بودى آنچه تحت الثّرى است معلوم وى نبودى . اشعرى گويد كه هشام گفت معبود هفت وجبست بوجب خود