تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
و چون امير المؤمنين على را بكشتند گفتند او نمرده است بلكه او زنده است و در ابرست و رعد آواز اوست و برق تازيانهء اوست ، او به زير آيد و دشمنان خود را بكشد و چون ايشان را گويند كه كى بود كه عبد الرّحمن بن ملجم عليه اللّعنه او را بكشت گويند شيطانى بود خود را به صورت على مىنمود ، گوئيم پس لعنت ابن ملجم نشايد كرد زيرا كه وى رنجى بعلى نرسانيده است و او مستحقّ ثواب و مدح باشد بقتل شيطان و در حقّ سبائيّه يكى از شعرا گويد :
برئت من الخوارج لست منهم * من العزّال منهم و ابن باب
و من قوم اذا ذكروا عليّا * يردّون السّلام علي السّحاب
و لكنّي احبّ بكّل قلبي * و اعلم انّ ذاك من الصّواب
رسول اللّه و الصّدّيق حقّا * به ارجو غدا حسن الثّواب
و سبائيّه را درين زمان نصيريّه خوانند .

[ فرقت دوم : كامليّه ]

فرقت دوم : كامليّه‌اند ، بدان كه كامليّه گويند صحابه بعد از رسول جمله كافر شدند از بهر آنكه حقّ على عليه السّلام باطل كردند و على عليه السّلام كافر شد كه با ايشان جنگ نكرد و بشّار بن برد ازيشان بود او را گفتند چه گوئى در حقّ ابو بكر و عمر و عثمان و على او اين بيت فرو خواند :
و ما شرّ الثّلاثة امّ عمر * بصاحبك الّذي لا تصحبينا
و بشّار گويد آتش بهتر از زمينست و درين معنى گويد :
الارض مظللمة و النّار مشرقة * و النّار معبودة مذ كانت النّار
و صفوان انصارى بر بشّار رد كند در قصيدهء كه اوّل آن قصيده اينست :
زعمت بانّ النّار اكرم عنصرا * و في الارض تحيا في الحجارة و الزّند