تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
كفرها كه بر رسول بندند گويند رسول نماز مىكرد روز آدينه بعد از الحمد سورهء و النّجم مىخواند چون بدينجا رسيد :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
شيطان در زبان رسول انداخت : ( تلك الغرانيق العلى و انّ شفاعتهنّ لترتجى ، ) اين بتان معبود بزرگوارند و شفاعت ايشان اميد مىدارند و گويند چون خواند معلومش شد كه كفرى گفت و چيزى در قرآن زيادت كرد كه نه از قرآن بود آنگه سجدهء سهو كرد و صحابه جمله با وى سجده سهو كردند . بدان كه اين زندقه است كه ايشان وضع كرده‌اند و باطلست از سه وجه اوّل آنكه قول تلك الغرانيق العلى كفرست و هيچ مسلمان نگويد كه توبه از كفر بسجدهء سهو برخيزد ، دوّم آنكه رسول گفته است كه هيچ وقت بندهء بخداى نزديكتر از حال نماز نبود و چون به نماز بنده بخداى نزديكتر بود و رسول مع جلالة قدره در نماز كفر در قراءت وى اندازند و بخواند امكان دارد كه در وقت آنكه وحى بخلق مىرساند ديو كفر در قراءت او انداخته باشد و رسول آن خوانده و كاتب الوحى آن به نوشته و درين طريق اوليتر بود از بهر آنكه در نماز مناجات بخداى تعالى مىكند چنان كه رسول فرمود : المصلّي يناجي ربّه ، و در حال وحى مناجات با خلق مىكند پس بر قرآن بر اصل ايشان اعتماد نشايد كرد ، وجه سيّم كه ايشان دعوى كنند كه رسول گفت شيطان از سايهء عمر بگريزد و شكّ نيست كه سايه نه شخص بود پس رسول را نزد خداى چندان وقع و بزرگى نيست كه آن عمر را زيرا كه شيطان از سايهء عمر بگريزد اگر عمر جنب بود و اگر پاك ، و در نماز كفر در قراءت رسول اندازد پس عمر نزد خداى بزرگوارتر از رسول بود . بدان كه بر هيچ عاقل كه تأمّل كند پوشيده نماند كه دعوى بىحاصل ايشان باطلست و محال و موضوعست امّا عادت اين قوم چنانست كه هر گه كه چيزى يابند از افعال و اقوال شيوخ كه محلّ اعتراض بود زيادت از آن وضع كنند و بر رسول يا بر ديگر انبيا بندند و احتراز از كفر و غيره نكنند تا اگر كسى بر آن اعتراض كند
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 158 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )