تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
در حال مجامعت با حلال خويش و اين حكايت جمله در تفسيرها ياد كرده‌اند و اين قوانين از تأويلات آيات قرآن استنباط كنند و بر انبيا و رسل بندند و گويند مذهب اهل سنّتست و جماعت و هر كه خلاف اين گويد او را رافضى و مبتدع خوانند ، و در حقّ داود گويند كه زن اوريا بن حنّان را برهنه ديد كه غسل مىكند داود برو عاشق شد و اين اوريا از اصحاب داود بود داود از عشق آن زن بىقرار شد حيلتى انديشيد و اوريا را بغزا فرستاد و فرمود تا كه در پيش تابوت ايستد و در شرع ايشان چنان بود كه هر كرا در پيش تابوت داشتندى بهزيمت نتوانستى رفت يا ظفر يافتى يا كشته شدى و نشايستى كه بازگردد ، چون داود بفرمود كه وى را در پيش دارند اوريا كشته شد و داود زن اوريا بزن كرد ، گويند خداى تعالى دو ملك بفرستاد تا او را بدان گناه تنبيه كردند ، داود برخاست و بگورستان رفت و آواز بر داشت و گفت يا اوريا ، هفت اوريا جواب دادند گفتند كدام اوريا را مىخواهى گفت اوريا بن حيّان ، گفت چة كار دارى ، داود گفت مرا حلال كن ، گفت از چه داود گفت من زن ترا بديدم و عاشق شدم و چون ترا بغزا فرستادم فرمودم كه ترا در پيش تابوت دارند چون تو كشته شدى زنت را بزنى كردم ، اوريا هيچ نگفت بعد از آنكه داود آواز مىداد اوريا جواب نداد داود بعد از آن مىگريست تا آنكه خداى توبهء او قبول كرد ، اين قصّه در تفسير :
هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
ياد كند ، بنگر دليرى اين قوم و قلّت ديانتشان تا كجاست كه گويند نبى مرسل و خليفهء خداى چنان كه گفت :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
بزنى عاشق شد و قصد خون يكى كرد از امّتان خويش تا او را بكشتند و او زنش را بزنى كرد ، اگر اين معنى بر شيوخ ايشان كه بزرق و سالوس ايشان را اولياء مىخوانند اطلاق كنى و گوئى شيخ ابو اسحق يا ابو على سيرجانى يا ابو سعيد ابو الخير اين معنى بكرد و زن يكى از مريدان خويش يا مسلمانى بدين طريق به خانه برد گويند كافرست و خونش مباح كه در حقّ اوليا اين اعتقاد دارد و چون ايشان در حقّ انبيا و رسل مىگويند اعتقاد اهل سنّت و جماعتست و ردّ آن
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 153 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )