چپ وى ، رسول پدرم را گفت اگر فقه ميخواهى از شافعى فراگير و اگر اصول دين ميخواهى از اشعرى ، پس بدين قول لازم بود كه هركه بر خلاف شافعى بود در مذهب بر باطل بود زيرا كه اگر ابو حنيفه و مالك و سفيان و اسحق و احمد بر حقّ بودندى رسول نگفتى كه فقه از شافعى فراگير ، و خلاف ميان ايشان و شافعى اظهر من الشّمس است ، و هر كه در مسئلهء خلاف كرده بود با اشعرى از اصحاب وى قولش برين قضيّت باطل بود و شكّ نيست كه مروّت و ديانتست كه مانع بود از دروغ گفتن و چون ترك آن كردند هر چه خواهند توان گفت ليكن در كلّ احوال انصاف را كار فرمودن اوليتر باشد .
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص١٢١