تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مالش از آن مادر و پدر بود پس چرا او را در گورستان مسلمانان دفن مىكنى و اگر مسلمانست چرا مالش بمادر و پدر مىدهى ، و ابن فورك اصفهانى از اشاعره گويد نشايد گفت كه انبيا و رسل و ملائكه مؤمنند قطعا و اين سخن بر اصل وى راست بود از بهر آنكه وى گويد وقوع كفر از انبيا و رسل و ملائكه جايز بود پس نزد او ممكن بود كه بعضى از انبيا و رسل بر كفر مرده باشند و هر كه مسلمان باشد در كفر آن كه اين اعتقاد دارد شك نكند ، و اشاعره گويند وقوع خلاف معلوم خداى تعالى ممكن بود در جنس امّا واقع نشود ، و در وصف اخصّ خداى تعالى خلاف كنند ، اسفراينى گويد اخصّ اوصاف او آنست كه عالمست بعلم قديم و مانند اين در صفات ديگر ، و باقلانى گويد اخصّ اوصاف خداى تعالى آنست كه بدان مميّز شود از جملهء موجودات ، و گويد وصف اخصّش آنست كه وقت رؤيت او را بدان بشناسند و ابو المعالى جوينى گويد وصف اخصّش آن بود كه بدان مميّز شود از جملهء موجودات اّلا آنكه خلق از معرفت آن عاجزند ، و اشعرى گويد صفات بارى بر سه قسم بود ، اوّل ذاتى دوّم معنوى سوّم فعلى ، و اخصّ اوصاف بارى تعالى قدرت بود بر اختراع ، باقلانى و ابو المعالى در حال با ابو هاشم موافق باشند و جملهء اشاعره گويند اظهار معجز بر دست كذّابان روا باشد ، و گويند معجزهء تنها دليل نبود بر نبوّت و چون تحدّى با معجزه منضمّ شود دليل بود بر نبوّت و خلاف كردند در آنكه بارى تعالى قديمست لذاته يا بقدم ، كلّابي و ابو العبّاس قلانسى و عبد اللّه ازيشان و بيك قول اشعرى گويد قديمست بقدم و متأخّران اشاعره گويند : موجود قديم لذاته ، و اشعرى گويد فعل بقدرت خداى تعالى حاصل شود و قدرت بنده را در فعل هيچ تأثير نباشد ، و اسفراينى از اصحاب وى گويد فعل بمجموع قدرت خداى و قدرت بنده حاصل شود ، و قلانسى از شاگردان اشعرى گويد نماز و زنا مشتركند در آنكه هر دو حركتند و تميز ميان ايشان بدان باشد كه يكى را نماز خوانند و ديگرى را زنا الّا آنچه زنا خوانند بفعل بنده واقع شود و اصل حركت بقدرت خداى حاصل شود ، و اشعرى گويد روح بعد از موت فانى شود و عدم محض بود الّا عند الحشر همان