چپ كرد معويه بود ، و جمال الدّين يزدى از اصحاب ابو حنيفه در كتاب مدّخّر گويد كه رسول انگشترى در دست راست داشتى و ابو بكر و عمر و عثمان در دست چپ داشتندى و درين وقت بايد كه در دست چپ دارند تا خلاف شعار روافض باشد . از عالمى پرسيدند كه سنّت چونست ، گفت سنّت آنست كه در دست راست دارند و فريضه آنكه در دست چپ دارند تا از تهمت دور باشد ، هر كه درين سخن تأمّل كند بىديانتى اين عالم برو خافى نباشد كه خلافت سنّت رسول فرض مىداند و عمل كردن بسنّت رسول بدعت مىپندارد از بهر آنكه خلاف سنّت ابو بكر و عمر و عثمان و معويه است اين قوم خود را اهل سنّت و جماعت خوانند و سنّت رسول و اهل بيت وى نزد ايشان علامت بدعتست و متابعت شيوخ و معويه علامت اهل سنّت و جماعت ، ديگر مى گويند دستها در نماز فرو گذاشتن علامت اهل بدعتست ، وهب بن منّبه كه ايشان جملهء قصص انبيا ازو روايت كنند در مسند خويش روايت مىكند از رسول كه گفت :
هببت ليلة المعراج بارسال اليدين في الصّلوة يعنى بعطا به من داد شب معراج فرو گذاشتن دستها در نماز ، مالك اين حديث و غير اين در فرو گذاشتن دستها در نماز روايت كند و جملهء مالكيان دستها در نماز فرو گذارند ، و اگر قومى به مغرب نرسيده باشند ايشان را در زمان حج در مكّه همهء خلق ببينند و در مدينه و غير اين مواضع كه ايشان دستها در نماز فروگذارند ، و ماوردى در اقناع گويد : اگر كسى در نماز دستها فرو گذارد نمازش درست بود و او از بزرگان اصحاب شافعى باشد ، پس اين شخص را لازم شود كه وهب بن منبّه و مالك و ماوردى از ائمّهء ضلالت باشند زيرا كه اين بدعت نهادهاند و بر قول او توبهء ايشان قبول نباشد و اين قوم جمله از اهل سنّت و جماعت باشند : استعيذ باللّه من النّار .
امّا آنچه ميگويد كه از جمله علامات اهل بدعت آن بود كه پيش از ماه رمضان روزه دارند بدان كه اين مذهب احمد حنبل است ، نزد او اگر شعبان ابر تاريكى بود لازم شود كه ديگر روز روزه دارد از ماه رمضان اگر آسمان صافى بود نشايد و نزد
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص١٠٤