تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
و مسلمان و جمله ملّتها كه ايشان حال اسلام شنيده باشند ايشان را شكّ نيفتاد كه هزار ماه بعد از وفات امير المؤمنين على تا آن وقت كه ابو مسلم خروج كرد از مشرق تا مغرب چندانكه ديار اسلام بود لعنت بر خاندان رسول مىكردند بر جمله منبرها و منارها در مدّت سيزده سال كه خروج ابو مسلم بود و استيصال ايشان مىكرد هر شهر كه درين مدّت ابو مسلم بدان نرسيد هم بر آن عادت لعنت مىكردند و خوارزم و رى هزار ماه هر روز هزار دينار زر سرخ مىدادند و هرگز لعنت نكردند و اهل اسفراين و اصفهان برين پنجاه ماه زيادت بكردند و چون ظاهر نتوانستند كردن در اصفهان بعد از بانك نماز گفتندى هو هو ، و آن منارهء هو هو را در زمان عبد اللّطيف خجندى خراب كردند و در اسفراين همچنان در زمان ما نيز بعد از بانك نماز سحر مؤذّن گويد سنّت سنّت و آن قوم چون اين شنوند لعنت بر خاندان كنند و اوّل كسى كه اين سنّت بنهاد معويه بود تا آخر ملك ايشان اين مىكردند الّا دو سال كه امارت به حكم عمر بن عبد العزيز بود و اين سنّت بر داشت ، چون او وفات يافت ديگر بار با عادت اوّل بردند ، و مسلم در صحيح خود آورده است كه روزى سعد بن ابى وقّاص پيش معويه رفت سبّ علىّ بن ابى طالب مىكردند ، معويه سعد را گفت چرا سبّ على نمىكنى گفت من سه حديث از رسول در حقّ على شنيده‌ام تا مرا آن بر ياد باشد هرگز سبّ صحابه نكنم و على از صحابه بود ، معويه خاموش گشت ، آن ملعون اين از براى آن كرد كه مىترسيد كه قومى بمعرفت احاديث ترك سبّ على كنند . بر اقتضاى اين حديث كه هركه يكى از اصحاب من سبّ كند كافر بود و نزد ايشان معويه از صحابه است و هر كه لعنت برو بكند كافر بود درست شد كه حاصل قول كازرونى آنست كه هر كه لعنت بر آن كس كه بيست سال لعنت بر خاندان رسول كرده بود و جمله اهل اسلام را فرمود و بامر او ايشان لعنت كرده باشند چون لعنت برين ملعون كند كافر بود ، هر كه او را از اسلام نصيبى باشد و بمحمّد و على عليهما السّلام ايمان دارد نشايد كه در كفر آن ملعون زنديق شكّ كند . امّا حديث دوّم از پيش ياد كرديم ، بدان كه اين حديث از اوّل بدترست زيرا
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 101 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )