تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

[ اصحاب شافعى ]

امّا اصحاب شافعى شش فرقت باشند ، نسبت شافعى : نامش محمّد بن ادريس بن عبّاس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبيد بن يزيد بن هاشم بن عبد المطّلب بن عبد مناف ، پدر دهم شافعى عبد مناف است و هاشم كه جدّ رسولست از پسران عبد مناف بود و قومى باشند از اصحاب شافعى كه با يكديگر مكاوحت كنند با اصحاب ابو حنيفه و مالك و احمد بن حنبل و غيرهم ، ايشان گويند مذهب شافعى بهتر از آن ديگرانست زيرا كه وى خويش رسول بود و چون فضيلت بقربت رسول و علم و تقوى باشد آن كس كه نفس وى نفس رسول باشد و عالم و شجاع و متّقى و فاضلتر خلق باشد بعد از رسول بمقتدائى و امامت اوليتر باشد از ديگران اگر عصبيّت و حبّ جاه و طمع در حطام دنياوى نبودى اختلاف در دين ظاهر نشدى و كار آخرت خلل و فساد درش پديد نيامدى و خير در عالم بيشتر از شرّ بودى .

[ فرقت اول مشبّهى ]

فرقت اول از اصحاب شافعى مشبّهى باشند و در تشبيه غلوّ كنند مثل اهل همدان و كره و بروجرد و اصفهان و يزد و هرات و سلماس و شيراز و غير آن ،

[ فرقت دوم سلفى ]

فرقت دوم كه ايشان خود را سلفى خوانند ، اين قوم بتشبيه نزديك باشند الّا آنكه غلوّ نكنند .

[ فرقت سوم خوارج ]

فرقت سوم خوارج باشند و رئيس ايشان حسين كرابيسى بود ، و در كتب اصحاب شافعى چنان كه مزني و ربيع و ابن سريج و ابو سعيد اصطخرى اصحاب وجوهند او نيز صاحب وجوه بود و جملهء خوارج بصره و مرباط و عمان و اسفراين شافعى باشند ، و اين كرابيسى كتابى كرده است در آن تشنيع چند زده كه امير المؤمنين على در احكام چند كه در كتاب بر شمارد بر خطا بود ، و هم درين كتاب گويد حسن و حسين نه از ذرّيهء رسول بودند و اين آيه را كه خداى مىگويد :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ
دليل سازند و اين معروفست و چندين كس از علما كتابها كرده‌اند در نقض اين كتاب ،

[ فرقت چهارم معتزلى ]

فرقت چهارم از اصحاب شافعى معتزلى باشند و رئيس ايشان ماوردي بود و
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 98 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )