تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
نُعِيدُهُ
و گفت :
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
، پس لازم بود كه در اوّل خلقت نفخ روح هم بصور بوده باشد و گويند اوّل چيزى كه خداى تعالى آفريد جوهرى بود پس نظر كرد بدان جوهر آن جوهر آب روان شد و از آن آب خلق بيافريد ، ديگر گويند : اوّل ما خلق اللّه القلم و امثال اين بسيارست اگر خواهيم جمله خرافات اهل حشو ياد كنيم بيك مجلّد تمام نشود و اين جمله مقالات قوميست كه خود را اصحاب حديث و اهل سنّت و جماعت خوانند و هر كه درين خلاف كند او را اهل زيغ و ضلالت خوانند . بخطّ ابو الفتوح العجلي الاصفهانى الشّفعوى يافتم نوشته كه روايت كند از افضل الدّين ابو الوفاء از ابو نعيم كه گفت جزوى به من عرضه كردند بخطّ شيخ ابو بكر محمّد بن عمر بن الحسن الزّاهد كه در آن ذكر مقالات مشبّهه و مجسّمه بود جمله بدعت كه از آن قبيح‌تر نبود و بسى از آن بدعتها بكفر مىانجاميد و ما بعضى از آن درين كتاب ياد خواهيم كرد . بدان كه اين قوم گويند كه ارواح نه مخلوقست و قرآن كه مىشنويم از خداى تعالى كلام را بر زبان بندگان مىخواند و هر آن رقعه كه نام خداى تعالى بر آن بود و نوشته است ذات بارى تعالى در آن رقعه باشد و بنده را هيچ فعل و قدرت و استطاعت نيست جمله افعال از بارى تعالى صادر مىشود و اضافت فعل با بنده بر طريق مجاز بود چنان كه جهم بن صفوان گويد ، و گويند ايمان نه مخلوقست و در قيامت جملهء خلايق از مؤمن و كافر خداى را به چشم سر ببينند و روزه دار را از غروب شمس طعام و شراب خوردن تا طلوع شمس روا بود و مباح بود ، و گويند اّلا مصحف از جلد و آهن و غلاف جمله قديمند و هر كه گويد رحمت مخلوقست جهنّمى باشد و هر كه گويد خداى تعالى نه جسمست كافر باشد و قنوت خواندن در نماز كفر بود و سلام كردن بر كسى كه نه [ از ] مشبّهه و مجسّمه باشد و جواب سلام دادن روا نباشد و نماز به آخر وقت واجب شود و فرق نيست ميان فريضه و سنّت و ميان جاهل و عالم و فاسق و زاهد و هر كه ترك نماز كند در زمان جهالت قضاى آن لازم بود دست بر هم