را بيندازند ، و گويند قول خداى تعالى :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
معنيش اينست كه گفتيم و قوله تعالى :
أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ
، معنيش اينست كه در هر صورتى كه خواهد ترا بنشاند يعنى اگر خواهد اين نقل بآدمى كند و اگر خواهد بسك يا خوك يا جز آن ، و گويند قوله تعالى :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ
آن مىخواهد كه هر چه بر روى زمين مىرود و در هوا مىپرد در دور اوّل آدمى بودند چون شما . و گويند قوله تعالى :
وَ نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ
، آن مىخواهد كه شما در دور خود ندانيد كه روح شما نقل بكدام كالبد خواهد كرد ، كالبد آدمى يا كالبد ديگر حيوانات ، و احمد بن حايط و فضل حدثى در تناسخ غلوّ بسيار كردهاند گويند هر رنج و آفت كه به اطفال و بهايم رسد از آن بود كه در دور اوّل گنه كرده باشند درين دور جزاى آن مىيابند ، و گويند هر چه ذبح او مباحست از بهر آن بود كه در دور اوّل هيچ خون نريخته باشد و گويند شهوت از استر از بهر آن بريده شد كه در دور اوّل زانيه بود و اگر نيز بود او را حلقه در افگنند تا به مقصود نرسد ، و گويند تيس درين دور از بهر آن بر مادر و خواهر و دختر و خاله و عمّه جهد و با ايشان ضراب كند كه در اوّل زنا نكرده است ، پس ايشان را لازم شود كه ملامت كسى نكنند كه بر ايشان ظلم كند از بهر آنكه اين ظلم و عقوبت جز از آن باشد كه در دور اوّل كرده باشند و هر كه رنج كسى بدست آرد كه او مستحقّ آن رنج باشد او مستوجب ملامت نباشد مثل آنكه حدّ زانى يا قاذف يا خمّار زند يا دست سارق ببرد مستوجب نباشد و اگر كسى ايشان را بكشد دليل بود بر آنكه ايشان در دور اوّل خون كسى بنا حقّ ريختهاند يا اگر كسى را زن يا فرزند ايشان در دور اوّل مثل آن كرده باشند با زن و فرزند ديگران ، و ميان ايشان خلافست كه قومى در دور اوّل يكديگر را بشناسند يا نه ، بعضى گويند در دور دوّم يكديگر را شناسند و دانند كه ارواح ايشان نقل كرده است با اجساد ديگر ، و بعضى گويند هر روح كه نقل از جسد انسان بجسد انسانى ديگر كرده بود يكديگر