تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و گفته‌اند كه احتياج ممكن به مؤثر ، يا در وجود است يا در ماهيت . و اين هر دو محال است ؛ زيرا كه جاعل نه ماهيت را ، ماهيت كند و نه وجود را وجود ؛ چون حصول شىء از براى نفس خود ، ضرورى است . و جواب اين است كه اثر جعل جاعل وجود ، مربوط به ماهيت است نه اينكه وجود را وجود كردن . و بايد دانست كه ممكن ، چنان‌چه در حدوث محتاج است به علت ، در بقا نيز محتاج است ؛ و علت موجده علت مبقيه است ؛ چرا كه احتياج به مؤثر ، ذاتى ممكن است و ذاتى تخلف ندارد . و چنان‌چه اقتضاى وجود از ذات خود نداشت ، قبل از وجود ، پس همچنين است در جميع احوال ؛ چون علت احتياج امكان است و امكان قبل از وجود و بعد از وجود ، به يك نهج است . و ديگر آن‌كه در مسألهء وجود دانستى كه وجود امكانى ، عين فقر و ارتباط به علت است ، و وجود فى نفسه از براى ممكنات نيست . و اشاره به اين است حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله كه « الفقر سواد الوجه في الدّارين » . « 1 » فرد :
سيه‌رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه اعلم
« 2 » و بعضى هستند از متكلمين كه قائل به احتياج ممكن شده‌اند در حدوث ، به سوى علت ، نه در بقا . و مثال زده‌اند به بنّا و بنا . و اين قياس مع الفارق است ؛ زيرا كه استاد بنّا علت موجدهء بنا نيست ؛ چون‌كه خشت و گل را او خلق نكرده ، بلكه بر روى هم گذاشته . و مثال علت و معلول ، چون شاخص و سايهء اوست . هرگاه سايه بتواند بىشاخص باقى بماند ، عالم هم بىصانع تعالى باقى ماند ؛ و چون صورت در آيينه و ذى الصورة ، مادامىكه صاحب صورت مقابل و ملتفت هست ، صورت عكس ، وجود و ظهور دارد و با « 3 » عدم آن معدوم است ؛ و مانند صورت‌هاى خياليه كه در قوهء متخيله
هامش
( 1 ) . عوالي اللآلي ، ج 1 ، ص 40 ، ش 41 . ( 2 ) . گلشن راز ، ص 72 . ( 3 ) . ب : يا .