امر اعتبارى انتزاعى مىدانستند . و بعد از قول به تأصل وجود ، روشن است مجعوليت آن . و اللّه الهادي الى سبيل الرّشاد .
نور سيزدهم در اينكه تكثر وجودات به ماهيت است ، و وجود مقول به تشكيك است بر افراد خود
دانستى كه اگر چه وجود و ماهيت در خارج به يك وجود موجودند و شىء واحدند ، لكن « 1 » در تعقل دو چيزاند ، و وجود عارض است ماهيت را در ذهن ؛ زيرا كه مثلا هرگاه بگويى : الانسان موجود ، انسان موضوع است و موجود محمول ، و موضوع نسبت به محمول جوهريت دارد و محمول عرضيت . و در خارج بالأصاله و بالذات وجود موجود است ، و ماهيت از مرتبه و مقام وجود انتزاع مىشود ؛ چون انسانيت كه از وجود زيد در مرتبهء مخصوصه انتزاع مىشود ، و نباتيت كه از وجود گياه در مرتبهء خاصهء « 2 » به گياه انتزاع مىشود . و تحقيق اين مسأله گذشت .
حال بايد دانسته شود كه تكثر موجودات به ماهيات است ، اگر چه تعيّن وجودات به نفس آنها است ، و وجود در نفس الأمر و واقع ، مشخّص ماهيات است ، و تعيّن و تحقّق آنها به وجود است .
پس ظاهر شد كه وجود فى حاق حقيقة ذاته واحد است ، و در عين وحدت ، صاحب مراتب است و صدق دارد بر مراتب خود به طور تشكيك ؛ زيرا كه مراتب وجود تفاوت دارد به شدت و ضعف ، و كمال و نقص ، و عليت و معلوليت . و اين گونه كثرت فى الحقيقه ، تكثر در ذات و حقيقت وجود نيست ، بلكه تكثر حقيقى و نفس الأمرى به واسطهء ماهيات است كه متخالفند بالذات . پس ظاهر شد كه تمايز و اختلاف بين الأشياء يا به تمام ذات است ، مثل اجناس عاليه ، يا به بعض آن ، مثل انسان
هامش
( 1 ) . ب : ليكن .
( 2 ) . الف : خواصه .