تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ماهيات ، ثابتات ازليه باشند ؛ زيرا كه قبل از وجود ، شيئيت و ثبوت قائل نشده‌ايم از براى ماهيات ، تا لازم آيد مفسدهء مزبور ؛ بلكه منظور و مقصود اين است كه بعد از تأثير جاعل و افاضهء وجود به زردآلو در حال وجود ، بىملاحظهء آن ، عقل زردآلو بودن را بيّن الثبوت مىبيند از براى آن ، و ضرورى الحصول مىداند اين مفهوم [ را ] از براى او . و تا شىء ممكن الحصول نباشد ، جعل جاعل تعلق به آن نگيرد ، به خلاف وجود كه ممكن الحصول است در ملاحظهء عقل در نفس الأمر از براى زردآلو . از همين تقرير روشن و آيان آمد مجعوليت وجود بالذات ، و از آن لازم آيد مجعوليت ماهيت بالتبع ؛ به اين معنا كه بعد از اعطاى وجود ، ماهيت تقرر « 1 » و ثبوت در خارج پيدا مىكند ، به عين ثبوت و تقرر وجود . و آنچه اثر موجد است در خارج بالذات ، وجود است . و مؤيد اين معنا است مفهوم لغت ؛ زيرا كه هرگاه بگويند : « اوجد اللّه زيدا » ، معناى آن موافق فهم عرف اين است كه عطا كرد زيد را وجود . پس آنچه اولا و بالذات فعل موجد است ، وجود است ، و ماهيت ثانيا و بالعرض ثبوت دارد در نفس الأمر . ديگر آن‌كه : ماهيات مناط تغاير و تكاثر و ظلماتند فى حدّ ذاتها ، پس نشايد كه اثر موجد باشند بالذّات ، كه نور است ، و منشأ تناسب و جهت وحدت اشيا است . قال اللّه تعالى :
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ
« 2 » ، و امر واحد عبارت از فيض هستى و نور وجود است كه در تمام اشيا به يك نهج تابان و آيان است . و در آيه وافى هدايت :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 3 » ، اى وجه الشى من ربّه ، اشاره به اين مطلب است . زيرا كه در هر شىء دو حيثيّت است و دو جهت ؛ جهتى دارد به موجد كه آن را وجه اللّه گويند ، و جهتى دارد به خود كه آن را ماهيّت و نفس و حقيقت آن شىء گويند .
هامش
( 1 ) . الف و ب : تقرير . ( 2 ) . قمر ( 54 ) آيهء 50 . ( 3 ) . قصص ( 28 ) آيهء 88 .
أنوار العرفان — صفحة 81 | ملا اسماعيل اسفراينى