علم بر شما ظاهر شود .
و معلوم و ظاهر است كه معارف و علوم ، در استعداد و قابليت وجود و مقام انسانى منطوى است . و لذا به مرور اوقات به ظهور مىرسد . و ارشاد مرشدين و تعليم استاد ، اعانت مىكند نفس ناطقه را بر بروز دادن كمالات منطويهء در آن . و اشاره به اين است آنچه جناب امير المؤمنين عليه السّلام در ديوان بلاغت نشان مىفرمايند : « و داؤك فيك و ما تشعر » ؛ « 1 » يعنى دواى تو در تو است و تو نمىدانى .
نه فلك راست مسلّم ، نه ملك را حاصل * آنچه در سرّ سويداى بنى آدم از اوست
« 2 » و الحمد للّه أوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا .
نور نهم در اطلاق و تقييد وجود و عدم
بدان كه مفهوم وجود و عدم ، هرگاه مقيد به قيدى و محدود به حدّى نباشد ، آن را مطلق خوانند . و هرگاه اضافه كنند به قيدى ، آن را مقيد خوانند ؛ مثل وجود حيوان و انسان و غيرهما . و قياس كن بر اين ، عدم را .
و به مذاق اهل معرفت ، حقيقت وجود ، كه در خارج موجود است ، بالاصاله همين حالت را دارد ؛ چنان چه گفتهاند : « الوجود الحق هو اللّه ، و المطلق فعله ، و المقيّد آثاره » ؛ « 3 » يعنى وجود حق ، كه بذاته عين ثبوت و تحقّق و تعيّن است ، ذات واجب الوجود است - جلّت عظمته - و وجود مطلق ، كه عبارت از رحمت واسعه و فيض اقدس و عالم امر و مشيت است ، فعل او است كه فراگرفته است تمام اشيا را ، و اوّل و آخر ندارد و تمام موجودات مقيده ، به هستى او هست شدهاند . و وجود مقيد ، آن است كه به ماهيتى از
هامش
( 1 ) . ديوان امام على عليه السّلام ، ص 178 .
( 2 ) . كليات سعدى ، غزليات ، ص 564 .
( 3 ) . اسفار ، ج 2 ، ص 330 .