تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
صادق است بر مراتب عاليه و سافله به طور تشكيك ؛ مانند نور كه صادق است بر آفتاب و شعاع آن و شعاع شعاع آن ، اگر چه نور اوّل ، علت و نور آخر ، معلول است ، آن قوى و اين ضعيف ، آن يك تمام و اين يك ناقص باشد ، و ما به الامتياز بعينه عين ما به الاشتراك است ؛ زيرا كه نور ضعيف ، مركّب از ظلمت و نور نيست ، كه ما به الامتياز به ظلمت باشد ، بلكه بنفسه نور در مقام پرتو ضعيف و در مقام شمس قوى است . و نور در مقام شمس ، به نحو اعلى و اتم ، داراى حقيقت انوار است بذاته ، و انوار سافله را تباين ذاتى و تخالف نفس الأمرى با آن نور اصلى نيست . و نيستند انوار سافله مگر مراتب و ظهورات و شئونات و افعال و صفات و وجوه نور اعلى . و به اين تحقيق تمام مىشود عينيت صفات با ذات احديت ، و علم ذات اقدس به اشيا قبل از وجودات اشيا در مرتبهء ذات ، بدون لزوم كثرت در ذات احديت . و ثابت مىشود احاطهء فعل حق بر ساير افعال حادثه . و اثبات امر بين الأمرين و نفى جبر و تفويض و بسيارى از مقاصد دينيه ، منوط و مربوط به اين تحقيق است ؛ چنان‌چه در مواضع خود اشاره خواهد شد . اما مذاق پاره [ اى ] از حكماى مشاء و بعضى از متكلمين آن است كه حقايق وجودات بالذات مباين و مخالفند با يكديگر ، نه اختلاف انواع با يكديگر ، تا آن كه تركب آن‌ها لازم آيد از جنس و فصل ، بلكه حقايق بسيطه‌اند ، و بذاتها تباين دارند با يكديگر . و مفهوم وجود صدق مىكند بر تمام آن حقايق متخالفة ؛ مانند صدق عرض عام بر افراد خود . و اين مذهب بىوجه است ؛ زيرا كه انتزاع مفهوم واحد ، از حقايق متخالفهء بالذات من حيث انّها مختلفة محال است . و اين از جملهء فطريات است ، و اللّه اعلم بحقايق الامور .
هامش
با او ندارند . و نيستند ، مگر اسامى محضه . و بنابر تقرير ما ، حقيقت وجود را در نفس الأمر و واقع ، مراتب متعدده است . و متغايرند مراتب سافله مرتبهء اعلى را ، اگر چه مرتبهء اعلى نظر به تماميت ذات ، حاجت به مراتب سافله ندارد و با وحدت داراى كثرت است . و له الكلّ فى وحدته . منه . ب : هو اللّه تعالى العزيز : . . . و امثله كه آن طايفه . . . منه .