ما خلا اللّه باطل » ، « 1 »
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
« 2 »
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
. « 3 »
نور هفتم در بيان اقوال در كثرت حقيقت وجود و وحدت آن
جمعى از حكماى اشراق و متكلمين گفتهاند كه حقيقت وجود ، در خارج يك چيز است و به خود موجود ، و آن عبارت است از ذات واجب الوجود - جلّت عظمته - و مر او را است غناى ذاتى و تماميت فوق التمام و ازليت و ابديت . و جامع است بوحدته تمام كمالات وجوديه را ، از علم و قدرت و حيات و غيرها .
و ماهيات ممكنه را هر يك نسبتى است خاص به حضرت وجود ، و به آن نسبت ، تحقّق خارجى دارند . پس موجوديت عبارت است از انتساب آنها به موجود حقيقى ؛ چنانچه نور بذاته ظاهر است و تمام مستنيرات به واسطهء او روشن مىشوند . پس در حاقّ نفس الأمر نيست موجودى الا ذات واجب الوجود ، و اشيا به انتساب به آن وجود مقدس ، موجودند .
و حاصل اين مذهب آن است كه حقيقت وجود ، عبارت از ذات واجب الوجوب است و حقيقت ممكنات عبارت از ماهيات متكثره . پس وجود واحد است و موجودات كثير ؛ و اين طريقهء شيخ اشراق ، شهاب الدين سهروردى است كه به تأصل ماهيات و اعتباريت وجود قائل است ؛ يعنى اعتباريت وجودات ممكنه . پس ظاهر و لايح شد كه در دار وجود و نفس الأمر ، دو شىء اصيل تحقّق دارد : احدهما ذات واجب الوجود كه صرف وجود است ، و ديگرى ماهيات اشيا كه در خارج بالأصالة موجوداند .
هامش
( 1 ) . ديوان لبيد ، ص 148 :ألا كل شيء ما خلا اللّه باطل * و كل نعيم لا محالة زائل( 2 ) . الف و ب : كل شيء فان .
( 3 ) . رحمان ( 55 ) آيهء 26 و 27 .