و اين مذهب پسنديدهء جمعى است كثير از علماى اسلام ، و ناميدهاند اين طريقه را به ذوق التألّه ، كه با آن كه معتقد است وحدت وجود را ، قائل است به كثرت موجودات در نفس الأمر . و اين غايت مرتبهء توحيد و احاطهء حق است كثرت را با وحدت .
لكن دانستى كه لازم آيد بر اين قول ، تعدد موجودات بالأصالة در خارج ، و هو خلاف المفروض . و وارد آيد كه چگونه اشياى متباينهء متخالفه بالذات منسوب شوند به حقيقت وجود كه به هيچ وجه ربط ندارند . و لازم آيد بينونت عزلى بين الحق و الخلق ، و حال آن كه امير المؤمنين و سيد الموحدين عليه السّلام فرمودهاند : « توحيده تمييزه عن خلقه و حكم التمييز بينونة صفة ، لا بينونة عزلة » ؛ « 1 » مانند شعلهء چراغ كه جدا نيست از پرتو خود به جدايى ذاتى عزلى ، بلكه داراى او است در مرتبهء ذات ، و تفرقه به غنا و فقر ، و اوّليت و آخريت ، و شدت و ضعف است .
و از اينجا ظاهر و روشن گشت تحقيق مذهب اهل حق ، و اكابر اولياء اللّه و محققين از حكماى پهلوى و اعاظم اهل شهود ، كه قائل شدهاند به اين كه حقيقت وجود ، با آن كه واحد است ، دارا است تمام كمالات وجوديه را از علم و قدرت و حيات و ظهور و بطون و علو و دنو . و مر او را است تماميت فوق التمام و كمال فوق الكمال . و مر او را است احاطهء تام بر ساير مراتب موجودات كه اظلال و اشعّات و لمعات انوار جمال و جلال حضرت اويند .
پس حقيقت وجود واحدى است در عين كثرت ؛ زيرا كه كثرات عالم امكان ، لمعات جمال حضرت احديت مىباشند . و واحد به وحدت عددى ، فى الحقيقة ناقص و فاقد كمالاتست . پس وحدت حقيقت وجود ، نه وحدتى است كه مباين و منافى با كثرت باشد . و
هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 2 » و
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 3 » اشاره به اين مقام است .
هامش
( 1 ) . احتجاج ، ص 201 : « دليله آياته ، و وجوده إثباته ، و معرفته توحيده ، و توحيده تمييزه من خلقه ، و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة ؛ إنّه ربّ خالق غير مربوب مخلوق ، كلّ ما تصوّر فهو بخلافه » .
( 2 ) . حديد ( 57 ) آيهء 4 .
( 3 ) . همان ، آيهء 3 .