هر چيزى را به مشيت خلق كرد و مشيت را خلق كرد به نفس مشيت .
و ادلّهء ديگر كه در اصالت ماهيت ذكر كردهاند ، باعث تطويل رساله است ، و اللّه اعلم بحقيقة الأمور .
نور پنجم در اشتراك مفهوم وجود
بدان كه اشاعره و بعضى از متكلمين گفتهاند كه وجود ، مشترك لفظى است بين افرادى كه بر آنها صدق دارد ؛ مانند لفظ عين كه به واسطهء تعدد اوضاع ، صدق مىكند بر آفتاب و طلا و چشم و چشمه « 1 » و حقيقت و غيرها . پس لفظ وجود ، كه صدق دارد بر وجود واجب تعالى و ممكنات ، از مجردات و ماديات و غيرها ، وضع شده است به اوضاع متعدده . و تناسب و اتحاد در بين اين معانى نيست ؛ زيرا كه هرگاه لفظ وجود ، مشترك معنوى باشد ، لازم آيد اتحاد فيما بين وجود واجب تعالى و ممكنات ، به خصوص بنابر « 2 » اصالت وجود و اعتباريت ماهيت .
و كسانى كه قائل شدهاند به اصالت ماهيت ، ممكن است كه قائل شوند به اشتراك معنوى در لفظ وجود ، و لازم نيايد اتحاد واجب و ممكن ؛ زيرا كه تغاير اشيا به ماهيات خواهد بود . و هر يك از افراد موجودات ، بذاتها و حقيقتها ممتاز خواهند بود از ديگرى ، اگر چه مشترك باشند در امر انتزاعى اعتبارى كه مفهوم وجود باشد .
و وارد مىشود « 3 » بر تقرير مزبور ، اين كه محال است انتزاع مفهوم واحد از اشياى متخالفهء بالذات من حيث أنّها متخالفة . پس تا جهت اتحادى فيما بين امور ، مختلفه نباشد ، مفهوم واحد از آنها انتزاع نتوان كرد ؛ مانند مفهوم حيوان ، كه انتزاع مىشود از انسان و فرس و حمار ، از حيثيت متحرك بودن آنها بالاراده و ادراك جزئيات داشتن .
هامش
( 1 ) . ب : چشميه .
( 2 ) . الف : بر .
( 3 ) . ب : و وارده .