مدّتى « 1 » دل طلب جام جم از ما مىكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد
« 2 » ان شاء اللّه تعالى در مباحث نفس ناطقه بر تو روشن و مبرهن خواهد شد كه استعدادى كه در حقيقت انسانى [ است ] « 3 » در هيچ موجودى از موجودات عالم امكان نبوده و نيست . پس سالك راه حق را ناچار است كه بعد از تحصيل عقايد حقّه و رفع خباثت كفر ، در صدد رفع موانع هم درآمده ، از صفاتى كه مبدأ تعالى منزه است به قدر مقدور دورى جسته ، نفس خود را پاك نمايد ؛ مانند بخل و شره و ظلم و عدم انصاف و كذب و جهل و كثرت اكل و شرب و نوم و كسالت و شهوت راندن و لهو و لعب و هرزه و فحش و بطالت و ساير محرّمات و مكروهات . و توبه كند از گناهان گذشته و قصد نمايد بر استدامهء توبه در زمان مستقبل . و تحصيل كند مقام تقواى عام و خاص و اخص و صدق و مراقبه و محاسبه و تفكر و تذكر به اذكار مرويه ، و اخلاص تام خالص از اغراض دنيويه و اخرويه و تحصيل مقام توحيد و خلاص از شرك خفى و توكل و رضا و تسليم ؛ تا آن كه و اصل شود به مقام فنا و وحدت و اتحاد ، و ظاهر شود صدق كلام صادق آل محمد صلّى اللّه عليه و آله :
« لنا مع اللّه حالات ، فيها نحن هو ، و هو نحن ؛ و « 4 » هو هو ، و نحن نحن » ؛ « 5 »
از براى ما با خداى تعالى حالاتى هست كه در آن حالات ، ما اوييم و او ما است ، و حال آن كه او او است ، و ما ماييم .
و فى الحقيقه ، اوامر و نواهى و تكليفاتى كه از صاحب شريعت رسيده است ، دواها و شربتها است از براى معالجهء امراض نفسانى و دفع اخلاط فاسده از مزاج روح و
هامش
يقاس المرء إذا ما هو شاه * و للشيء من الشيء مقاييس و أشباهو للقلب على القلب دليل حين تلقاه
( 1 ) . مصدر : سالها .
( 2 ) . ديوان حافظ ، ص 87 ، غزل 143 .
( 3 ) . ب : ندارد .
( 4 ) . مصدر : لنا حالات مع اللّه . . . و مع ذلك .
( 5 ) . كلمات مكنونة ، ص 114 .