تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

نور اوّل در تعريف حكمت و بيان اقسام آن

بدان كه : حكمت عبارت است از آگاهى بر حقيقت اشيا به آن نهج كه در نفس الأمر واقع است ، به قدر طاقت بشريه . پس اگر بحث شود از اشيايى كه به قدرت و اختيار شخص واقع شوند ، آن را حكمت عمليه گويند ؛ مثل علم تهذيب اخلاق و سياسات و احكام و قوانين انتظام امور معاش و معاد . و اگر بحث شود از چيزهايى كه وجود آن‌ها در تحت قدرت و اختيار ما نباشد ، مثل بحث از وجود واجب الوجود و قدم و ازليت و علم و قدرت و اراده و مشيت و اختيار او تعالى و بحث از ممكن الوجود و لوازم آن ، و اقسام آن ، از مجرّدات و ماديات و فلكيات و عنصريات ، از بسايط و مركبات و غيرها ، آن را حكمت نظرى خوانند . و منقسم است به الهى و رياضى و طبيعى ؛ زيرا كه هرگاه بحث شود از اشيايى كه در وجود ذهنى و خارجى مستغنى باشند از ماده ، مانند واجب تعالى و عقول و نفوس ، آن را حكمت الهى خوانند ؛ و هرگاه بحث شود از چيزهايى كه در وجود ذهنى مستغنى باشند از ماده نه در وجود خارجى ، مثل بحث از دايره و مربع و مثلث و امثالها ، آن را حكمت رياضى گويند ؛ و اگر بحث شود از امورى كه در وجود ذهنى و خارجى محتاج باشند به ماده ، آن را حكمت طبيعى خوانند ؛ مثل بحث از احوال اجسام بسيطه و مركبهء از فلكيات و عنصريات .