تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
[ خواهشى اندر جهان هر خواهشى را در پى است ] * خواهشى « 1 » خواهم كه بعد از وى نباشد خواهشى
و سالك كه سير مىكند در مراتب وجود ، از هر مرتبه‌اى فراتر مىرود . و در عالم مثال ، اين حركت امرى است معنوى و حقيقى و نفس الأمريت دارد . ممثل مىشود به صورت اينكه شخصى از حجابى برآيد و به مرتبهء فراتر بالاتر رود و حجاب ديگر به نظرش آيد به رنگى كه مناسب اين مقام وجود است . و از او نيز تجاوز كند و سراپرده‌ها و درياها به نظرش آيد الى ما شاء اللّه . و فى الحقيقه اين صور تمثيل امور معنويه است به امر حسى ؛ كما لا يخفى على من له فطانة . و الا اگر اين اخبار بر ظاهر حمل شود ، موهم تجسم و مكان ، و مستلزم تحديد و وقوع در جهت است مر ذات اقدس ايزدى را ، تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا .

[ نور پنجم ] « 2 » در حاصل انوار سابقه در تمام كتاب به نحو اجمال

بدان اى طالب راه حق ! كه مقصود از همهء اين بيانات ، معرفت ذات و صفات حضرت واجب الوجود است به اينكه او را است حقيقت موجوديت و حق تحقّق و نفس الأمريت و واقعيت . و او را است غناى ذاتى و استغناى كامل و قدرت و رحمت غير متناهى . و مر او را است اوّليت و آخريت و ظاهريت و باطنيت . و به هستى او اشيا هستى و تحقّق دارند . و او است با هر موجودى . و او را است بلندى و پستى و احاطه بر تمام اشيا .
وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ
. « 3 » و او است ظاهر و هويدا از آينهء
هامش
( 1 ) . الف : خواستى . ( 2 ) . الف : ندارد . ( 3 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 84 .