تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
و مخفى نماند كه اين اخبار صريح [ است ] « 1 » در آنچه اشراقيون قائل شده‌اند به وجود عالم عقول طوليه و عرضيه و نفوس مجردهء كليه و مثل افلاطونيه ، كما لا يخفى . و تشبيه به سرادقات به سبب اين است كه هرگاه كسى بخواهد به خدمت يكى از سلاطين ظاهرى برسد ، او را ناچار است از گذشتن از چندين درها و پرده‌ها و رواق‌ها و تجاوز از چندين سراپرده‌ها ، تا آن‌كه در سراپردهء آخر ، مشرف شود به خدمت سلطان . و همچنين سالك راه حقيقت ، هرگاه بخواهد به مطلوب حقيقى برسد ، او را ناچار است از اينكه از عالم طبيعت برآمده ، به عالم اشباح مثاليه ، و از آنجا به مراتب نفوس بگذرد و از آنجا مرور نموده به مقامات عالم ارواح . و از آنجا به معارج عقول طوليه و عرضيه برآمده ، به عالم امر ، كه عالم افعال است ، مرور نمايد . و هم افعال را در تحت فعل فاعل حقيقى مندرج [ بيند ] « 2 » . و از آنجا گذشته ، در مراتب صفات كماليه الهى سير نموده . و اين مقام را سير من اللّه و الى اللّه و فى اللّه گويند . و نظر به عدم تناهى كمالات الهيه ، اين سير را انتهايى شايد نباشد . و ساير در اين مقام هنوز محجوب از مشاهدهء نور ذات احديت است . و حجاب اعلى ، كه جناب رئيس الموحدين در آخر حديث فرموده‌اند ، حجاب صفات است و نهايتى ندارد . و لهذا تحديد به حدى نفرموده‌اند . و آنان كه صاحب استعداد كامل باشند ، از اين مقام نيز گذشته ، و اصل شوند . و اشاره است به اين مقام ، آنچه در اين آيه مىفرمايد كه
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
) « 3 » أي يطهّرهم عن جميع ما سوى اللّه . و وحدت و توحيد حقيقى در اين مقام موحدين را رو دهد . و « هو غاية المأمول و نهاية المسئول » « 4 » و ليس ما وراء عبّادان قرية .
هامش
( 1 ) . الف : ندارد . ( 2 ) . الف : ندارد . ( 3 ) . انسان ( 76 ) آيهء 21 . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 340 ، ش 667 : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، يا من دلع لسان الصباح بنطق تبلّجه . . . و أنت غاية المسؤول و نهاية المأمول . . . » .