آيات كتب سماوى . و اخبار اهل عصمت عليهم السّلام دال است بر منتهى بودن نوع انسان به شخص واحد .
و اينكه تأويل كنند آدم ابى البشر را به عقل اوّل ، و حوا را به نفس كل ، اگر چه تأويلى است صحيح و واقع است در نفس الأمر انتهاى كثرات به نفس واحده در عالم عقول ، و ليكن به همان نهج در عالم ظاهر نيز كثرت نوع انسانى منتهى است به شخص واحد كه آدم ابى البشر است و در عالم اجسام بود و مدّتى زندگانى داشته و وفات كرده است . و قبل از ايجاد آن بزرگوار ، نوع انسانى در روى زمين نبوده است . نهايت اين است كه بگويى : نوع انسان در روى زمين نباشد ؛ زيرا كه اشرف انواع است و مظهر و جامع تمام اسماء اللّه مىباشد .
مىگوييم كه : به محض آفرينش آسمانها و زمين ، موجود شد آدم ابو البشر ؛ چنانچه در حديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله سابق گذشت . و منتهى مىشود كثرت نوع انسان به شخص واحد ، كه پيش از آن ، آن نوع نبوده است . و موافق قوانين فلاسفه ، افراد اين نوع بايد ازلا و ابدا در روى زمين موجود باشند و منتهى نشوند به شخصى كه پيش از آن نوع نبوده است .
[ نور دويم ] « 1 » در حقيقت ملائكه و جن و شياطين
بدان كه وجود اين سه طايفه متفق عليه است بين اهل الشرايع و الملل ؛ و لكن در حقيقت اينها خلافى است عظيم .
مذهب متكلمين « 2 » آن است كه ملائكه و جن و شياطين نيستند مگر اجسام لطيفه ، كه حيات عرضى دارند و قادرند كه به شكلهاى مختلفه برآيند . و لهذا گاهى مرئى شوند و گاهى نشوند . و چون مرئى شوند ، به صور و اشكال مختلفه مرئى شوند .
هامش
( 1 ) . الف : ندارد .
( 2 ) . ب : متكلمان .