تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
« ما عبدتك طمعا في ثوابك ، و لا خوفا من عقابك ، بل وجدتك اهلا لذلك » . « 1 » مولوى :
عاشقم بر قهر و بر لطفت به جد * بو العجب ، من عاشق و اين هر دو ضد
از حلاوت‌ها كه دارد جور تو * از لطافت كس نيابد غور تو
ناز تو اين‌ست ، نورت چون بود ؟ * ماتمت اين ، تا كه سورت چون بود
« 2 » و در نظر حقيقت ، آن كس كه حق را براى طمع بهشت پرستد ، نفس خود را پرستيده است . فرد :
خدايا زاهد از تو حور مىخواهد ، قصورش بين * به جنت مىگريزد از دَرَت ، يا رب شعورش بين
و نقصان اهل جحيم از قصور شعور ايشان و كورى ديدهء بصيرت ايشان است كه
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها
« 3 » الآية . و هرگاه فرض شود كه مؤمن بر مقامات ايشان گذرد و به ديدهء حق‌بين صفات قهريهء حق را در آن مقام بيند ، او را آن مقام عين بهشت بود و نور مؤمن نار جحيم را خاموش گرداند . پس حقيقت عذاب جحيم ، حركت شخص است برگرد نفس خود و محجوب ماندن از حق :
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
. « 4 » و الحاصل ، استعداد غير متناهى در نفوس ناطقهء انسانيه ، خلقت شده است از براى قبول كمالات و نقصانات غير متناهى صعودا و نزولا ؛ چنان‌چه در اخبار صحيحه گذشت كه « در هر روز جمعه مضاعف شود نعمت اهل نعيم به هفتاد مرتبه » . و
هامش
( 1 ) . عوالي اللآلي ، ج 1 ، ص 404 ، ش 63 : قال عليّ عليه السّلام : « ما عبدتك طمعا في جنّتك ، و لا خوفا من نارك ، و لكن وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك » . ( 2 ) . مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، ص 33 ( با اختلاف در برخى از كلمات و ترتيب ابيات ) . ( 3 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 179 . ( 4 ) . توبه ( 9 ) آيهء 49 ؛ عنكبوت ( 29 ) آيهء 54 .