اگر چه غير متناهى باشند فى حد ذاتها . و همچنين عالم ملكوت نسبت به جبروت ، و جبروت نسبت به لاهوت ؛ زيرا كه لاهوت ، كه در وعاى ازل است ، محيط است بر تمام مراتب سافله ، از سرمد و دهر و زمان و فوق ما لايتناهى است بما لايتناهى . پس هر سافل نسبت به عالى متناهى و نسبت به اسفل از خود غير متناهى باشد . پس اعتراض آن كس كه گفته است كه شيخ ابى على به معاد جسمانى قائل نيست ، زيرا كه دورات افلاك را غير متناهى داند ، وارد نيست ؛ زيرا كه قول به معاد جسمانى ، موقوف به تناهى دورات افلاك نباشد .
و دانستى كه اجسام ملكوتيه از عالم ملك منتقل شوند به عالم ملكوت . و معاد جسمانى در وعاى دهر است نه در ظرف زمان . و معناى خرابى افلاك و هلاكت اشيا و اضمحلال ماهيات در نفخ صور ، دانسته شد كه مقصود ظهور بطلان واقعى نفس الأمرى است و انحصار وجود و موجود ، در ذات حضرت احديت .
و الحاصل ، در هر ساعت چندين هزار نفس از عالم غيب به عالم شهادت آيد از ارحام امهات . و چندين هزار از عالم ملك رو به عالم ملكوت گذارند . و فيض الهى را مبدأ و منتهى معلوم نباشد . و مشاهدهء اين معنا را در آب جارى توان كرد . [ فرد ] « 1 » :
نو ز كجا مىرسد ، كهنه كجا مىرود ؟ * وارنه « 2 » وراى نظر ، عالم بىمنتهاست
« 3 » و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه :
« از براى خداى تعالى در هر روزى سه لشكر است . پس يك لشكر نازل مىشود از اصلاب به سوى ارحام ، و يك لشكر نزول مىكنند از ارحام به سوى زمين ، و يك لشكر رحلت مىكنند از دنيا به سوى آخرت » « 4 » انتهى .
و اخبارى كه از ائمه معصومين عليهم السّلام « 5 » وارد است كه بعد از قيام قيامت ، ايجاد خلق
هامش
( 1 ) . ب : ندارد .
( 2 ) . مصدر : گرنه .
( 3 ) . ديوان شمس ، ش 462 .
( 4 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 20 ، ص 318 ؛ متشابه القرآن ، ج 1 ، ص 89 .
( 5 ) . الف : ندارد .