نور بيست و پنجم در بيان آنكه قول به عدم تناهى ادوار فلكيه ، منافى با قول به معاد جسمانيه نيست
از تقريرات سابقه واضح گرديد كه عالم آخرت ، در وعاى دهر و عالم ملكوت اعلى واقع است و الآن نيز موجود است ؛ و لكن « 1 » به واسطهء علايق عالم طبيعى ، تو را بصيرت مشاهدهء امور موجودهء آن عالم نيست ؛ چنانچه جن و ملائكه از براى تو مرئى نشود و حال آنكه در متن واقع موجودند .
و عالم طبيعت و ماده ، پستترين مقامات وجود است و تصرم و انقطاع و تجدد و كون و فساد را لازم دارد ، به خلاف عالم ملكوت كه از حيطهء زمان و زمانيات خارج است و دوام و ثبات و تقرر و اجتماع ، لازم او است و محيط است بر اجزاى زمان . و تمام زمانيات و حوادث به وجود جمعىّ مستمر حاصلاند در آن عالم ، من الأوايل و الأواخر .
و چون مقيد آن قيد زمان را آن احاطه نيست ، بعضى « 2 » را ماضى و بعضى حال و پاره [ اى ] را مستقبل نگرند و دورات مستقبلهء ، افلاك و حوادث مترتبهء بر آن را الآن و بالفعل واقع ببيند . و بعد از وصول به عالم ملكوت اعلى ، احاطه شود بر تمام زمانيات من حيث انّها واقعة في وعاء الدهر مجتمعة بالوجود الجمعي . و بساط زمان و زمانيات و مكان و مكانيات در آن عالم درنورديده شده ، تقدم و تأخر ، و قبل و بعد و بلندى و پستى و قرب و بعد ، با هم گرد آيند . و موجودات اوّل دوره افلاك با اواخر در صعيد واحد جمع شوند ، چه متناهى باشند چه غير متناهى .
و جايز است كه ملكوت ، كه غير متناهى است ، محيط باشد بر دورات عالم ملك ،
هامش
( 1 ) . ب : ليكن .
( 2 ) . الف : و بعضى .