دهر و مشاهدهء صورت حور و قصور و التذاذ به لذات جسمانى و روحانى ، انقطاع فيض از او جايز نباشد عقلا و نقلا .
لكن در خلود اهل كفر و شقاق و اصحاب كباير و غير هم در عذاب جحيم ، اقوال مختلفه است كه مذكور مىشود .
اما اهل كباير از مؤمنين ، اجماع است بر عدم خلود آنها و انقطاع عذاب ايشان بعد از مدّتهاى مديد ؛ چنانچه از اخبار صحيحه مستفاد مىگردد . و حصول ايمان در جوهر ذات او ، منشأ استعداد قبول رحمت واسعه است . و انحراف نفس ناطقه از جادهء مستقيمهء عدالت در افعال و اقوال ، به منزلهء مرضى است كه عارض شود او را .
و آشاميدن اطعمه و اشربهء جحيم به منزلهء تنقيه و مداواى او است .
و آنچه از اخبار مستفاد است ، اهل كباير در طبقهء اولى از جحيم معذب شوند .
تا هر وقت كه خدا خواهد . و بعد از شفاعت جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله مستخلص شده ، داخل بهشت شوند . و در پيشانى ايشان ثبت باشد كه اينان اهل جهنم بودند . و بعد از غسل كردن در عين الحيوان بر طرف شود . « 1 »
و اما كفار و اهل جحود ، پس ظاهر از اخبار و اقوال علماى اسلام ، خلود ايشان است ، اگر چه بعضى گفتهاند كه مراد از خلود ، زمان طويل است . و بعضى گفتهاند كه بر فرض اينكه مراد از خلود ، ابديت در جحيم باشد ، لازم ندارد عدم انقطاع عذاب را .
و شايد كه اهل جحيم ابدا در او باشند ؛ و لكن عذاب مرتفع شود به واسطهء انس ايشان به عذاب و گرديدن از جنس آن .
و حديثى روايت كنند از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه « زمانى شود كه برويد از براى اهل جحيم . . . « 2 » كه اين كباير از رفع عذاب است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . عوالي اللآلي ، ج 1 ، ص 133 ، ش 54 : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « إنّ أهل النار يموتون و لا يحيون ، و إنّ الذين يخرجون منها و هم كالحمم و الفحم ، فيلقون على نهر يقال له : الحياة أو الحيوان ، فيرشّ عليهم أهل الجنّة من مائه فينبتون ، ثم يدخلون الجنّة و فيهم سيماء أهل النار ، فيقال : هؤلاء جهنميّون ، فيطلبون إلى الرحيم عزّ و جلّ إذهاب الاسم عنهم ، فيذهبه عنهم ، فيزول عنهم الاسم ، فيلحقون بأهل الجنّة » .
( 2 ) . الف و ب : كلمهاى دارد كه خوانا نيست .
( 3 ) . چنين مضمونى را نيافتم .