تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
جبروت . و نفس به قواى جسمانى لذات حسيه را ادراك نمايد . و با قوهء عاقله ادراك لذات عقليه كند . و هرگاه معرفت كامل و شهود تمام از براى نفس حاصل شود ، در تمام صور محسوسات عكوسات و كمالات حق را مشاهده نمايد ؛ چنان‌چه در دنيا از براى اوليا [ اللّه ] « 1 » حاصل گردد . و قاصرين همان صورت حور و قصور بينند . پس دربارهء كوته‌نظران ، بهشت جسمانى باشد و نسبت به حقيقت‌بينان ، روحانى . پس به بينش اهل بهشت تفاوت پيدا شود در روحانى و جسمانى به اين اعتبار . و در نظر اهل توحيد ، كه شهود وحدت در كثرت نمايند ، لذت روحانى باشد . و در نظر اهل ظاهر ، جسمانى . اينكه گفتيم ، از جمع بين معادين ، بنابر قول به وجود عالم مثال است كه براى كبراى مكاشفين و اهل اشراق بر آن قرار گرفته است و تمام مواعيد شرع را در آن عالم تصحيح نمايند ، از انواع نعيم و اقسام عذاب ؛ چنان‌چه گذشت . و هر كس كه قائل به وجود عالم مثال نباشد ، در اثبات معاد جسمانى ، عقلا عاجز است ؛ زيرا كه يا به تجرّد نفس ناطقه قائل است ، مانند فلاسفه ، يا به جسمانيت آن ، چون متكلّمين . بنابر اوّل ، بعد از خرابى بدن ، حواس ، كه قائم‌اند به قواى بدنيه ، فانى شوند و اعاده از جملهء محالات است . پس نفس ادراك محسوسات نتواند نمود . بنابر قول ثانى ، لازم آيد فناى جوهر نفس به خرابى بدن ، به جهت بطلان تركيب و صورت آن . و معدوم اعاده نشود . و آنچه اعاده شده است ، چيز ديگر باشد بالبديهه . لهذا شيخ الرئيس اثبات معاد جسمانى را حواله به شرع نموده و گفته است كه عقل را راه به اثبات آن نيست . « 2 » و در كتاب مبدأ و معاد گفته است كه : « شايد نفس بعد از خرابى بدن تعلق گيرد به جسم فلكى ، كه آن را منشأ تخيل خود
هامش
( 1 ) . الف : ندارد . ( 2 ) . الهيات شفا ، ص 423 : « يجب أن يعلم أنّ المعاد منه ما هو منقول من الشرع و لا سبيل إلى إثباته إلّا من طريق الشريعة و تصديق خبر النبوة ، و هو الّذي للبدن عند البعث . . . و قد بسطت الشريعة الحقّة الّتي أتانا بها نبيّنا و سيّدنا و مولانا محمد صلّى اللّه عليه و آله حال السعادة و الشقاوة الّتي بحسب البدن » .