تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار العرفان — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
آن طرف . و آنچه در كفهء مرجوح ماند ، اثر آن به شخص نرسد و حبط شود . پس آن‌كه نورانيت اعمال او غلبه كند بر ظلمت و نقصان او ، ملحق شود به عالم عليين و ملكوت . و آن يك كه غالب شود جهت ظلمت او بر نور ، و اصل شود به سجين و برهوت . و شرور آن يك و خيرات اين يك در جاى ديگر ماند و به او نرسد . و چون انسان كامل ، به او سنجيده شود مقدار اشخاص در سعادت و شقاوت ، و معيار كفر و ايمان باشد ، لهذا اطلاق ميزان نيز بر او شود . و در قيامت كبرى به اطاعت و معصيت او مردم دو فرقه شوند :
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
. « 1 » و بالجمله ميزان عبارت از چيزى است كه مقدار چيزى به آن تميز داده شود ؛ چون اسطرلاب كه مقدار ارتفاعات به آن شناخته شود ، و شاقول از براى بنّا كه معيار استقامت و اعوجاج باشد ، و علم منطق كه ميزان صحت و بطلان استدلال گردد ، و قواعد علم نحو و صرف كه ميزان شناختن احوال كلمه و كلام بود ، و هكذا . پس لازم نيست كه ميزان را دو كفه محقق باشد . و حقيقت ميزان ، آن چيزى است كه مقدار شىء و احوال آن متميز گردد ، در معقولات امر معقول باشد ، و در محسوسات محسوس . و اگر اخبار صحيحه وارد نمىشد كه مراد از ميزان ، امام زمان يا عدل است و وزن نمىشود اعمال ، « 2 » قائل مىشديم به اينكه مجسم كنند در قيامت ، حقيقت ميزان را كه در وجود هر شخصى هست ، به صورت ترازوى دو كفه ، و حسنات و سيئات او را نيز مجسم نموده . يا آن‌كه كتاب « 3 » اعمال را در ميزان گذارند و وزن نمايند ؛ لكن بعد از ورود اخبار صحيحه كه مقصود از وزن اعمال چيست ، حاجت اين‌ها نيست . و شايد نسبت به كسانى كه شعور فهميدن حقايق ندارند و به جز محسوسات چيزى ادراك ننمايند ، مصور شود حقيقت ميزان در آن نشئه به صورت ترازوى دو كفه ، و وزن
هامش
( 1 ) . شورى ( 42 ) آيهء 7 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 274 ؛ احتجاج ، ص 351 . ( 3 ) . الف : يا آن‌كه يا كتاب .