به مشرب ديگر و مذاق ديگر بودهاند ، در قيامت نيز از آن محروم گردند . و بعد از ورود ، ايشان را برانند . چنانچه در دار دنيا از نبى و علوم و اخلاق و شريعت او تنفر نمودند و بهره [ اى ] نيافتند ، در آخرت هم بىبهره گردند .
و چون شهر علوم و كمالات جناب نبوى صلّى اللّه عليه و آله را حضرت ولايت مآب به منزلهء باب است ، پس هر فيضى كه در دنيا از كمالات نبوى صلّى اللّه عليه و آله به امت رسد ، بايد به واسطهء نفس مقدس علوى عليه السّلام باشد . پس در عالم آخرت نيز سقى كوثر ، مفوض به آن حضرت است . و اين معنا بين الفريقين از مسلّمات و ضروريات دين است . و مؤيد اين است فقرهء زيارت جامعه كه « إن ذكر الخير كنتم أوّله و أصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه » . « 1 »
و الحاصل ، معاد عبارت از تفصيل مبدأ باشد . و شخص تا در مبدأ ، ينبوع خيرات و سرچشمهء كمالات نگردد ، مصدر فيض الهى نباشد ، در معاد منشأ شفاعت و سقايت كوثر و هدايت صراط نشود . و
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
. « 2 »
نور يازدهم در بيان حقيقت ميزان و وزن اعمال
قال اللّه تعالى :
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ
« 3 »
القمي قال : « المجازاة بالأعمال ، إن خيرا فخير ، و إن شرّا فشرّ » . قال : « و هو قوله :
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
» . « 4 »
در كتاب توحيد از امير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه « حسنات سنگينى ميزان ، و سيئات
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 2 ، ص 277 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 43 .
( 3 ) . همان ، آيهء 8 .
( 4 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 224 .