و از امير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه :
« من با رسول خدا و عترت من بر سر حوض كوثر خواهيم بود . پس كسى كه خواهد به ما رسد ، پس فراگيرد قول ما را ، و عمل نمايد عمل ما را ، و از براى ما است شفاعت . و از براى اهل مودت ما است شفاعت . پس خواهش كنيد ملاقات ما را بر حوض كوثر ؛ زيرا كه ما مىرانيم از آن ، دشمنان « 1 » خود را و مىچشانيم از آن ، احباب و اولياى خود را . پس كسى كه بخورد از كوثر شربتى ، تشنه نشود هرگز . و حوض ما را دو شعبه است كه ريخته مىشوند از بهشت : يكى از تسنيم و ديگرى از معيّن . بر كنار اوست زعفران . و سنگ ريزهء او لؤلؤ باشد » انتهى الحديث . « 2 »
و ظاهر است كه تفسير كوثر به علم و نبوت و كتاب و عترت و خير كثير و چشمهء آب خوشگوار در قيامت ، در نفس الأمر ، همه يكى است . و اشاره به اين است كه وجود جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله مبدأ تمام خيرات و منبع ساير كمالات است . و از او نشر كرده است علوم و اخلاق و وجود و كمالات وجود به عالم امكان . پس هر كس به قدر استعداد و بهرهء او از كمالات ، مستفيض خواهد گرديد در معاد . و به قدر حوصله و ظرفيت از شراب كوثر ، كه صورت معارف و خيرات است ، خواهد نوشيد و ملتذ خواهد گرديد .
پس در عالم مثال ، مصور شود خير مطلق و علم صرف به درياى غير متناهى كه آب او در نهايت گوارايى و عذوبت باشد و موجب زندگى روح و جسم و سبب نشاط قلب و سرور دل و ابتهاج آن گردد .
و هر كس را از اخيار در كنار آن نهر ظرفى به قدر حوصلهء او مهيا باشد . و بعد از ورود جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله اذن به دادن صادر شود . و آنان كه « 3 » در دار دنيا راه به آن حضرت نداشته ، در علم و عمل به هيچ وجه تابع نشدهاند ، بلكه مخالفت ورزيده ،
هامش
( 1 ) . الف : دوشمنان .
( 2 ) . خصال ، ص 610 .
( 3 ) . الف و ب : الا كه .