نور چهارم در بيان تحقيق حقيقت بدن مثالى ، و اينكه تعلق ارواح به آنها به غير نسخ است
بدان كه از تقريرات سابقه معلوم شد كه حقيقت نفس ناطقه ، امرى است صاحب مراتب و شئونات . و تمام مقامات ايجاد را داراست ، از جبروت و ملكوت و ناسوت و ما بينهما من المراتب . پس چنانچه از ملكوت و جبروت ، نفس و عقل در اوست و از عالم ناسوت ، جسميت و نباتيت و حيوانيت را داراست ، از عالم مثل نيز بدن مثالى دارد كه چون اجسام ملائكه است . و آن بدن ، مركب است از عنصر عالم هور قليا . و كون و فساد و كسالت و سنگينى از براى آن ابدان نيست . و در تجرّد و عدم تزاحم ، مانند ارواح باشند و در تشكل و مقدار و صورت ، مانند اجسام . و تمام عضو ايشان تمام حواس را داشته باشد ، و چنانچه باصرهء ايشان ببيند هم بشنود ، و سامعه ايشان هم ببيند و هكذا .
و اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را سايه نبود و از پشت سر ديدى ، چنانچه از پيش رو مىديد ، « 1 » به واسطهء غلبه آثار بدن مثالى بود بر بدن عنصرى . و اينكه اولياء اللّه را در حيات دنيوى طى الأرض و حضور در امكنهء متعدده و عروج بر آسمان ، چون عيسى عليه السّلام و ادريس عليه السّلام هست ، به واسطهء غلبهء مثاليت است بر عنصريت ، و زيادتى روحانيت بر جسمانيت .
و بالفعل روح تعلق دارد اولا و بالذات و بالأصاله به بدن مثالى ملكوتى . و ظهور دارد بدن مثالى در بدن عنصرى . و حركت و احساس و قواى بدنيه ، مستند است اولا و بالذات به بدن مثالى و ثانيا و بالعرض به بدن عنصرى .
و بدن عنصرى ظلى است از اظلال بدن مثالى و مرتبهاى است از مراتب آن . و
هامش
( 1 ) . معاني الاخبار ، ص 102 ، ش 4 : « للإمام علامات : يكون أعلم الناس ، و أحكم الناس ، و أتقى الناس ، و يولد مختونا ، و يكون مطهّرا ، و يرى من خلفه كما يرى من بين يديه ، و لا يكون له ظل . . . » .