و به واسطهء نزول ملائكه و نظر كردن اوليا شرافت آن امكنه باقى است الى ما شاء اللّه .
و ختم كنيم اين مبحث به ذكر حديث قيس بن عاصم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه گفت : عرض كردم به خدمت آن بزرگوار كه ما را وعظى كن كه از آن پند يابيم . حضرت فرمودند كه :
« يا قيس ، إنّ مع العزّ ذلا ، و إنّ مع الحياة موتا ، و إنّ مع الدنيا آخرة ، و أنّ لكلّ شيء رقيبا ، و على كلّ شيء حسيبا ، و أنّ لكلّ أجل كتابا ، و أنّه لا بدّ لك - يا قيس - من قرين يدفن معك و هو حيّ ، و تدفن معه و أنت ميّت ؛ فإن كان كريما ألزمك ، و إن كان لئيما أسلمك ، فلا تجعله إلّا صالحا ؛ فإنّه إن أصلح آنست به ، و إن فسد لا تستوحش إلّا منه ، و هو فعلك » « 1 » ؛
يعنى اى قيس ! به درستى كه با هر عزّتى خوارى است . و با هر زندگى مردنى است . و به درستى كه هر كس را كه حيات دنيوى است ، به آخرت نيز رو آورد . و از براى هر چيز نگهبانى است . و بر هر چيز حساب كنندهاى است . و از براى اجل هر كس كتابى است كه نوشته شده است در لوح محفوظ . و به درستى كه ناچار است تو را اى قيس ! از قرينى كه با تو دفن شود در قبر ، او زنده باشد و تو ميت باشى . پس هرگاه آن قرين ، شخص خوشرويى باشد ، ملازم تو است هميشه و تو از او بهرهمند شوى .
و اگر آن مصاحب تو ناكس و زشت باشد ، ناكس مىكند تو را . پس قرين خود را قرار مده در قبر خود مگر عمل صالح نورانى كه مأنوس شوى با او . و اگر فاسد باشد ، از او وحشت نمايى و معذب شوى . و آن قرين نيست مگر عمل تو .
قيس مىگويد : مضمون كلام حضرت را به نظم كشيده بر آن حضرت خواندم « 2 » :
تخيّر خليطا من فعالك إنّما * قرين الفتى في القبر ما كان يفعل
و لا بدّ بعد الموت من أن تعدّه * ليوم ينادي المرء فيه فيقبل
هامش
أكثر من أربعين يوما » ؛ كامل الزيارات ، ص 329 : « ما من نبيّ و لا وصيّ يبقى في الأرض أكثر من ثلاثة أيّام حتى يرفع روحه و عظمه و لحمه إلى السماء » .
( 1 ) . روضة الواعظين ، ص 487 ( با اختلاف اندكى در كلمات ) .
( 2 ) . الف : خوندم .