پس بعد از قطع روح از بدن ، به واسطهء اتحاد ، شخص خود را باز عين بدن و متحد با او مىبيند . پس غسال ، كه بدن را حركت دهد ، از حركت او جوهر روح متأثر شود و صداى نوحه اهل و عيال خود را بشنود . و بعد از كفن نمودن ببيند « 1 » كه او را در كفن پيچيدند و در تابوت گذاشتند . و اعمال قبيحه او كه از چهار طرف احاطه به او كردهاند ، او را فشار دهند . و چنين بيند كه تابوت او را فشار مىدهد . و اگر در صحراى وسيع هم باشد ، اين فشار به او رسد ، به حيثيتى كه تصور كند كه مغز او از دماغ او بيرون شود .
و پس از آنكه او را در قبر سرازير كنند ، ببيند « 2 » كه به جاى عميقى سرنگون شد . و بعد از پوشيدن قبر ، خود را در جاى تنگ و تاريك مشاهده كند . و بعد از آن مشاهده نمايد شكافته شدن « 3 » قبر را و ظهور دو فرشته كه يكى را نكير و ديگرى را منكر گويند .
يكى صورت عقل و قواى عمّالهء او ، و ديگرى صورت نفس اماره و توابع اوست . يكى بر طرف راست و ديگرى بر طرف چپ او ايستد . او را راست كرده بنشانند و از او سؤال كنند از اعتقادات و اعمال او از خير و شرّ . و املا كنند بر او آنچه كرده است . و بگويند : بنويس بر حاشيهء كفن خود با انگشت و آب دهن خود . پس اگر از اخيار است ، انوار ائمهء اطهار عليهم السّلام بر او تجلى نموده ، نكير و منكر را جواب دهد . و ايشان درى از بهشت برزخ بر روى او گشاده ، بگويند : در نعمت و راحت و استراحت نما تا روز قيامت . و اگر از نفوس شريرهء فاسد العقيده باشد ، ظلمات جهل و غواسق طبيعت و ملائكهء عذاب ، او را احاطه كرده ، منكر كه ملك عذاب است ، عمودى از آتش بر سر او فرود آرد كه قبر او پر از آتش شود . و درى از جحيم برزخ بر روى او گشوده شود و گفته شود به او كه بچش عذاب الهى و جزاى كردار خود را تا روز قيامت .
و اين احوال ، و اين جواب و سؤال ، در عالم طبيعت و عناصر نيست كه هر كس
هامش
( 1 ) . الف و ب : به بيند .
( 2 ) . الف و ب : به بيند .
( 3 ) . الف و ب : شده .