يا حار همدان من يمت يرني * من مؤمن او منافق قبلا
« 1 » يعنى اى حارث همدانى ! هر كس بميرد ، مرا مىبيند ، از مؤمن و منافق كه رو آورد به عالم آخرت .
و قبض ارواح در نفس الأمر به يد قدرت الهى است ، كه
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
؛ « 2 » و لكن به حسب بينش و بصيرت و نفوس ، متفاوت شود . پس محجوبان از حقيقت ، عزرائيل و اعوان او را در ميان ببينند ؛ لكن خوبان « 3 » از اينان آنها را به صورت خوش و خوى خوب ملاحظه نمايند و با آنها در مقام مدارا و حسن سلوك باشند .
و بدان اين طايفه ، ايشان را به شكلهاى مهيب منكر مشاهده كنند . و در نهايت شدت و سختى ، كه ما فوق آن متصور نشود ، قبض ارواح خبيثه ايشان شود ، به واسطهء شدت علاقه به امور طبيعيه و عادت به لذات حسيه . و مشاهدهء احوال و اهوال « 4 » آخرت ، از شرارهء آتش و افاعى و حيات و عقارب و ظلمات و غيرها . و مىشود كه اهل ايمان از ابرار را نيز به واسطهء عادت و الف به عالم طبيعت و انس با مقام بشريت ، اين گونه احوال در حال نزع رو دهد ، بر او سخت و دشوار بگذرد ؛ چنانچه در حديث قدسى مىفرمايد خداى تعالى : « ما تردّدت في شيء كتردّدي في قبض روح عبدي المؤمن » ؛ « 5 » يعنى متردد نشدم من در چيزى مگر در قبض روح بندهء مؤمن ، به سبب ناگوارى او ترك احباب و چيزهايى را كه مألوف و مأنوس او بودند ؛ و لكن « 6 » بالأخره اين شدت و سختى از او زايل شود به امور ديگر ، از مستلذات روحانيه و
هامش
( 1 ) . اوائل المقالات ، ص 74 ؛ بشارة المصطفى ، ص 5 .
( 2 ) . زمر ( 39 ) آيهء 42 .
( 3 ) . ب : ليكن نيك .
( 4 ) . ب : اهوال و احوال .
( 5 ) . مصادقة الاخوان ، ص 74 ، ش 1 : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « قال اللّه تعالى : إنّي لحرب لمن استذلّ عبدي المؤمن ، و إنّي أسرع إلى نصرة أوليائي ؛ فما تردّدت في شيء أنا فاعله كتردّدي في موت عبدي المؤمن ؛ إنّي لأحبّ لقاءه و هو يكره الموت ، فأصرفه عنه . . . » .
( 6 ) . ب : ليكن .